تلويزيون افغان-آواز مسيح

مقالات

جنتری

سپتامبر 2010
د س چ پ ج ش ی
« Jun    
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
27282930  
 
No Image
خوش آمديد!
چرا به ملک خود نميايی؟ پيوند ثابت

برادر، خواهر، وطندار گلم،

سلامتی بر شما در نام مقدس عيسی مسيح باد!

سه شنبه گزشته زمانی که برنامه زنده آواز مسيح را شروع کردم، قلبم کمی رنجور بود زيرا در طئی فقط يک هفته يارده تهديد به مرگ را از طريق تيليفون و ايميل گرفته بودم. هرچنديکه اينگونه تهديدات گاه گای نورمال هست در زندگی من و اما در طول دو هفته گزشته بخاطر غوغای که در کابل، هرات و مزار شريف بنسبت روی پرده آوری عکسها و ويديوهای مسيحيان افغان و تهديد و زوربازی عليه آنان، اين گونه تهديدات را عليه بنده نيز تيزتر کرده. گناه آنانيکه در اخبارهای افغانستان و بخصوص يک و يا دو تلويزيون در داخل افغانستان شايع شده اينست که آنها با خواست قلبی خود اختيار نموده اند تا پيرو عيسی مسيح شوند.

سه روزی پيش زمانيکه در تلويزيون ملی افغانستان سرودی به آواز شيرين و مقبول زرسانگه را شنيدم اشکهايم بی اختيار جاری شد. خيلی گريستم. در حاليکه ميگريستم، خانم عزيزم در اطاق کارم با يک پياله چای سبز آمده از من پرسيد: “چرا، چی شده، چرا گريه ميکنی؟”

گفتم، اگر اين سرود قشنگ پشتو که حال ميکس دری هم دارد را بشنوی، خودت ميفهمی که چرا گريه ميکنم.

يکی از شعرهای که درين سرود سروده شده به آواز وطندار ما “داود حنيف” است که سوال ميکند از جانب، مادران، خواهران و اگر اشعار پشتو را که خانم “زر څانګه” درين سرود با آواز دلکش و دلنشين و خدا دادش خوانده با افزايم از قلب عاشق نير شکايت دارد و ميگويد:

چرا به ملک خود نميای

شينواری لونگينه، شينواری لونگينه.

و در شعر بعدی داود جان مي افزايد:

خواهر و مادر پيرزالت،

شينواری لونگينه، شينواری لونگينه

همه ميگن ديگر، بيا شوند فدايت

شينواری لونگينه…

وقتی شنيدن اين سرود من چشم گريان بودم و گريستم زيرا برای من که پيرو عيسی مسيح هستم در کوچه و بازار، در پرده و تالار همان وطنم افغانستان مردم خودم آواز مرگ و کشتن و پاره کردنم را دعا ميکنند ميکنند و مرا مرتد و ناپاک و واجب القتل اعلام ميکنند و به افتخار مرا لعنت ميکنند. قصور من؟ من پيروی عيسی مسيح هستم.

شبها را در بی خوابی بسر ميبرم و در دعا هستم برای سلامتی برادران و خواهران ام که مانند من پيرو عيسی هستند. آنها در کشور خود مانند بيگانگان و يا آنانيکه در کشوری غير قانونی وارد شده باشند و گزرنامه ای نداشته باشند و خود را پنهان کنند تا مبادا عساکر آنان را دستگير و در زندان بی اندازند و يا از کشور خارج کنند.  آنها در کشور خود شان خارجی شده اند و از حقوقی برخوردار نيستند و گوشهای شان از دشنامهای زننده ای مانند، مرتد، کافر، کثيف، وغيره زنگ ميزند. نه کسی است که از آنان بشنوند و نه هم کسی که غمخوار باشند.

چندی نميگزرد از عبدالرحمان مسيحی افغان که کتاب مقدس را برداشت و بر روی کامره ها ميگفت: “مه کافر نيستم، مه مرتد نيستم، مه مسيحی هستم و مه به تثليث ايمان دارم.”

خوب هرچه که شما از عبدالرحمان برداشت داريد خير و اما در حقيقت ما ديديم که اگر کسی در افغانستان خود را پيرو عيسی مسيح بگويد انجامش چيست. من ويديوهای آنزمان را تا بحال دارم که بزرگان دين ميگفتند: اگر در حقيقت شريعت اسلام تتبيق شود، اين شخص مرتد بايد بدار آويخته و قطع قطع شود.”

باز هم خوشابحال عبدالرحمان که او را قاضی صاحب قضات ديوانه قرار داده جاده ای برايش هموار کرد تا هم او را مطابق شريعت اسلام رها کنند و نيز راه او را هموار سازند تا قوای اطاليای وی را شباشب به اطاليا ببرند که از او ديگر کسی تا حيات نشنوند.

اما، از حال زار مومنين عيسی مسيح امروز کی بپرسد. کی آنان را ديوانه قرار دهند تا آنان نيز از حقوق ديوانگی برخوردار شوند و در امان بمانند؟ کلام خدا در مورد خداوند ما عيسی مسيح نيز ميفرمايد که مردم ميگفتند: “او ديوانه است، چرا به او گوش دهيم؟ (انجيل يوحنا فصل 10 آيت 20.

شعر پشتو بيادم ميايد که ميگويد:

محبت اول آسانه په نظر راغی

په اخير کی می نصيب خون جگر راغی

واقعاً عشق در اول آسان بنظر ميرسد و اما مشکلاتش و خون جگریهايش دنباله دار است.

امروز، روزیکه ما در قرن بيست و يکم هستيم و دهه ای اولش هم تقريباً به اتمام رسيده، مردم دم از علم، عقل، حکمت، دانش، به کهکشانها رفتن ميزنند، ما متأسفانه در کشور خود افغان ستان عزيز حتی چشم رسايی به حقوق هموطنان ديگر خود نداريم تا آنان بتوانند با اختيار که خداوند خودش به آنها داده در جستوجوی خدا شوند و بگزارند تا “گز و ميدان” در اختيار خدا باشد و تا او قضاوت فرمايد که يک نان چند فطير است. اما کسی نيست که گوش شنوا داشته باشند و کمی کلای خود را گرفته با آن قضاوت کنند. چشم مردم دنيا به افغانستان دوخته تا ببينند که افغانها چقدر تحمل يکديگر و ديگران را دارند و همانطويکه آنها مذهب اسلام را با افتخار ميخواهند تبليغ کنند، چقدر جرأت و تحمل اين را هم دارند تا اگر کسی بخواهد اسلام را ترک گويد او را نه تنها محبت نمايند بلکه در حقيقت درين فکر شوند که دين و مذهب اختياری است نه تحميلی و بزور.

افغانهای مسيحی، مرتد نيستند و نه هم وطن فروش بلکه آنان به تجارب شخصی و مطالعات درست، درک نجات از طريق عيسی مسيح را کرده اند، چنانکه مسيح خودش فرمود: “من راه و من راستی و من زندگی هستم، هيچکس جز به وسيله من نزد پدر آمده نمي توانند.

اگر شما ايمان داريد که از طريق اسلام، هندوزم، بوديزم، شانتوزم، کانفيوشزم، و يا بی خدای به منزل ميرسيد، بفرماييد و اين امر و اراده و اختيار شخصی شماست و اما بديگران نيز حق دهيد تا آنان با اختيار خود راه نجات خود را متلاشی شوند چنانکه پيروان عيسی مسيح، از طريق عيسی مسيح راه نجات شان را درک کرده اند. جای تأسف اين است که حتی دولتمردان کشور ما پيروان عيسی مسيح را واجب القتل ميدانند و حتی قانونی اساسی هم ساخته تا آنانيکه از دين اسلام منحرف شوند جزای شان موت باشد.

افغانستان از جمله کشورهای است که ماده هژدهم حقوق بشر جهانی را امضأ کرده و بياييد ببينيم که درين ماده چه گفته شده و افغانستان بالای کدام قانون دستخط و تعهد عمل کرده تا به آن وفا کند نه بی وفائی:

ماده هژهم: «هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.»

بعضی از وطنداران مسلمان پيامهای به من فرستاده اند که گستاخی معاف حتی استفراق تان بيايد. “من ترا پاره پاره خواهم کرد.” و يا ديگری مينويسد؛ “از پاهايت شروع ميکنم و از تو کباب جور ميکنم.”

من فکر کردم که دوران کانابولی گذشته و اما اينگونه تهديدات واقعاً ياد تاريخ آدمخوری را منعکس است. من در واقع رنجورم ازينگونه پيامها زيرا اينها همه از کسانی اند که من آنان را وطندار ميخوانم.

من چون در ايالات متحده زندگی ميکنم پس بايد از نقطه نگاه حالم صحبت کنم که ميبينم. در ايالات متحده تعداد مسلمانان به بيش يک و نيم مليون و يا 6% درصد کل جمعيت است. از روزی که من درين کشور آمده ام تا امروز به جز جزباتی شدن بعض عناصر در روزهای بعد از يازدهم سپتامبر سال 2001 هرگز نديده ام تا کسی کسی را و يا دولت کسی را بجرم اينکه مسلمانان مسيحيان و هندوها و بودائيها و بي دين ها را بدين اسلام دعوت ميکنند. در حقيقت مسلمانان همانند ساير اديان و بی دينان در حال آزادانه تبليغات مذهبی ايشان اند و از قانون کشور حمايت هم ميشوند.

راديو، اخبارات و تلويزيون های شخصی چه مسلمان، چه مسيحی، يا اديان ديگر بشمول برنامه های سکولار همه در صحبتهای شان بصورت روشن از همديگر انتقادات وغيره ميکنند و اما هيچ يک در طرف دولت محکوم به مرگ و زندان نميشوند. در حاليکه مسلمانان هر آزادی را که اديان ديگر در آمريکا دارند، متأسفانه همين مسلمانها نه تنها در مورد تبليغ مسيحيت در کشورهای اسلامی واويلا ميکنند بلکه حتی حاضرند تا تشويق کنند برای سرکوبی کامل آنانيکه مسيحيت را دران کشورها ابلاغ کنند.

در قران ميخوانيم که: إنما يعمر مساجد الله… پس اگر مسلمانان به حکم الله مساجد تعمير ميکنند و ايمان دارند که تنها از طريق آنها طريق کامل است، پس تنگنظری درچيست که ديگران نيز همين حق را داشته باشند تا بتوانند بدون تهديد مرگ و خطر از نوع آدميان خود آزادانه از مسلمانان دعوت کنند بدين و مذهب و راه که آنان فکر ميکنند راه خداست؟

چنانچه ما مسيحيان نيز حکم آن کسی را که ما خداوند ميخوانيم ميخواهيم بعمل بياوريم و برويم و محبت او را اعلام کنيم که ايمان داريم تنها از طريق او ميتواند انسانها نجات بيابند. و اما نه به زور و نه به تهديد بلکه با محبت، با فيض، با کمک بشردوستانه و با همدردی، و در غم شريکی و در عمل.

چنانچه عيسی مسيح حکم ميکند:

« پس  برويد و تمام  قومها را شاگرد من  سازيد و ايشان  را به  اسم  پدر و پسر و روح  القدس  غسل  تعميد دهيد؛  و به  ايشان  تعليم  دهيد كه  تمام  دستوراتي  را كه  به  شما داده ام ، اطاعت  كنند. مطمئن  باشيد هر جا كه  برويد، حتي  دورترين  نقطه  دنيا باشد، من  هميشه  همراه  شما هستم

و نيز در اعمال رسولان فرمود:

«اما وقتی روح القدس بر شما نازل شود قدرت خواهید یافت و در اورشلیم و تمام یهودیه و سامره و تا دورافتاده ترین نقاط عالم شاهدان من خواهید بود

ولی بايد متوجه شويم که عيسی مسيح و تعليماتش وتعليمات روح عيسی مسيح  که از طريق بنده های نيک خود کلام خدا را به ما الهام کرد در هيچ موردی به پيروانش نگفته تا بزور و تهديد آنان را شاگردان من و يا پيروان من سازيد. بياييد که از تعليمات خود عيسی مسيح که خداوند ما ست بشنويم:

شنیده اید که: «همسایه خود را دوست بدار و با دشمن خویش دشمنی کن
اما من به شما می گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانیکه به شما جفا می رسانند دعا کنید.
به این وسیله شما فرزندان پدر آسمانی خود خواهید شد، چون او آفتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان می تاباند و باران خود را بر درستکاران و بدکاران می باراند. اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست  دارند چه اجری دارید؟ مگر باجگیران همین کار را نمی کنند؟
اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چه کار فوق العاده ای کرده اید ؟ مگر بی دینان همین کار را نمی کنند؟
پس شما باید کامل باشید همانطور که پدر آسمانی شما کامل است.

در کداميک از کلمات که عيسی مسيح در آيات بالا (انجيل متی فصل 5 و آيات 43 تا 47) امر فرموده شما کلمات بزور سوته و يا تهديد را ميتوانيد بيابيد؟ گویم دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانیکه به شما جفا می رسانند دعا کنید آيا ين يک تهديد است؟

حال بياييد که ببينيم که رسولان عيسی مسيح درين ضمن به ما از روح خدا چه تعليم داده:

پس اگر شما به انجام آنچه نیکو است اشتیاق دارید ، چه کسی به شما آسیبی خواهد رسانید ؟
اما اگر به خاطر نیکوکاری رنج می بینید ، خوشا به حال شما ! از تهدیدات مردم نترسید و نگران نباشید.
اما ترس مسیح در دلهای شما باشد و او را خداوند خود بدانید و اگر کسی علت امید شما را می پرسد ، همیشه آماده جواب باشید.
البته باملایمت و احترام. وجدان شما همیشه پاک باشد تا حتی اگر به شما توهین شود ، کسانی که از رفتار نیک مسیحائی شما بد می گویند از گفتهً خود شرمنده گردند.
زیرا اگر خواست خدا بر این است که شما زحمت ببینید بهتر است که به خاطر نیکوکاری باشد ، نه برای بدکاری.
مثلا خود مسیح یک بار برای همیشه به خاطر گناه بشر مرد ، یعنی یک شخص بی گناه در راه گناهکاران مرد تا ما را به حضور خدا بیآورد. او از لحاظ جسم کشته شد اما از لحاظ روح به زندگی خود ادامه داد.

من يک افغان هستم و پدران و نيکان من نيز افغان بودند. و اما مردم اين سرزمين که امروز افغانستان نام دارد، هميشه مسلمان نبودند. بتهای باميان به آن گواه اند.

پس مشکل چيست؟ چرا مردم مسلمان افغانستان آنقدر خوفزده اند از آنانيکه حتی نمی توانند با آزادی کامل خود را مسيحی اعلام کنند و مسکنی داشته باشند که آنرا عبادتگاه و يا کليسای خود بخوانند و در همان کوچه های که مساجد تعمير شده مسيحيان نيز حقوق تعمير اجتماعات شان را داشته باشند؟

آيا در قران نيامده که،  لااکراه في دين در دين هيچگونه اکراه (زور) جای ندارد؟ پس اگر لااکراه في دين چی ترسی داريد وطنداران مسلمان که مسلمانان که راه مسيح را انتخاب ميکنند آنانرا حتی بزور و جبر و با نول تفنگ و با تهديد سربريدن در تلويزيونها و رسانه ها از آنان اقرار ميگيريد که غلط کرده؟ آيا شما صد در صد ميتوانيد آن شخص را که تهديداً ازش اقرار گرفتيد تغير دهيد؟ آيا قلب او را نيز ميتوانيد تغير دهيد؟ خوب، قلب انسان را که تنها خدا آگاه است و انسان هرگز نتواند قلب ديگری را آگاه باشد ولو که حتی شوهر و زن و مادر و پدرو فرزندان تان باشند.

پير ما ست در ظاهری پابند رسم، هم دين دوست!

چی توانی گــــر بود در باطنش هر آن که اوست؟

اين مثل کردکی و طنی ماست که ميگوييم: “از دل انسان تنها خدا خبر داره.” اين واقعاً يک حقيقت است. خوب وقتی در مثالهای وطنی رسيديم، اين مثل ديگری هم غورطلب است: “نی بدينم، نی به دنيا، ضرب سوته يا اميرالمومنين.”

بلی برادر و خواهر، وطندار گل، هيچ کسی نمی تواند با زور سوته قلب کسی را تغير دهد. اگر کسی در ملا اقرار کند که مسلمانم و يا مسيح ام و يا هندو ام و اما در باطن، در قلب کسی ديگری باشد و روی ديگری داشته باشد و برداشت او چيزی ديگری باشد، هيچ کسی بجز خدا نميتواند آنرا بداند.

پيروان مسيح در افغانستان بتعداد هزارها موجود اند و آنها عيسی مسيح را بحيث خداوند و منجی خود در قلب نگه ميدارند و در عمل نشان ميدهند و اما آزادی بيان ندارند چون متأسفانه در وطن ما فقط در تنگنظری خود سرگم هستيم و تنها همان راهی که خود ما فکر ميکنيم درست است، ديگران را نيز با زور ميخواهيم با ما همنظر باشند و اگر بناشند، به آنها بيگانه، نجس، خطرناک، و حتی واجب القتل نسبت ميدهيم.

کدام يک از پيامهای که پيروان عيسی مسيح اعلام ميکنند خطرناک و تهديد آميز است:

“همسايه ات را مانند خود دوست بدار”؟ و يا “دشمنان ات را دوست بدار و برای آنانيکه به شما اذيت ميرسانند و جفا ميکنند دعا کن”؟ و يا “پدر و مادرت را احترام کن”؟ و يا “فرزندان تان را از زندگی بيزار نکن”؟ و يا “غيبت گوئی نکن”؟ و يا “دروغ نگو”؟ و يا “انسان را نکش”؟ و يا “انتقام نگير”؟ و يا پيامی که ميگوييم، “اگر کسی محبت ندارد خدا را هرگز نشناخته، زيرا خدا محبت است”؟ کدام يکی ازين پيام های ما از عيسی مسيح ياد گرفته ايم و ميخواهيم با آن عطر معرفت عيسی مسيح را بافشانيم خطرناک و تهديد کننده است؟ چرا اين ترس از محبت که در مسيح است؟ چرا اين ترس از آنانيکه حتی حق تعمير اجتماع را نداردن و در خانه های خود و در خاموشی عيسی مسيح را عبادت ميکنند؟ چی ترسی از آنانيکه با آنان بآسانی ميتوانيد بحث دوستان و بلا خوف در مورد مذهب کنيد؟ من آياتی زيادی را از کتاب مقدس عهد کهنه و نو ميتوانم درين مقاله کوتاه مثال دهم که به ما درس ميدهد تا با کسانی که مشکل دارند و افسرده اند و غريب اند و محتاج اند و بيوه اند و یتيم اند و حتی دشمن تان اند خوبی کنيد و به آنان آب بدهيد و نان بدهيد و آنان را بپوشانيد که تمامی اين اوامر را پيراون عيسی مسيح در عمل در تمامی دنيا انجام ميدهند و اگر با اين کار خير آنان پيام نجات بخش مسيح را نيز بدهند، چی تهديدی است؟ آيا مسلمانان مسلمانی را تبليغ نمي کنند؟

در وطن مثال ديگری داريم هم داريم که از بردباری صحبت ميکند:

عيسی بدينش و موسی بدينش.

آيا ميتوانم جرأت کنم که بآن بافزايم که محمد نيز بدينش و کرشنا نيز بدينش؟

و مثال ديگر پشتو را بيارم که ميگويد، “دا گز او دا هم ميدان!”

بلی، چرا ما بحيث انسان نمی توانيم يکديگر را تحمل کرده بگذاريم که “ميدان” را خدا خودش “گز” کند و قضاوت کند که کی راست است و کی ناراست؟

زمانی بود که من خودم تنها دوست داشتم که تنها از هزاره بودنم و از شيعيه بودنم افتخار کنم و اگر کسی مختلف ازآنچه من فکر ميکنم فکر کند خونم بجوش ميامد و نمی توانستم که آن شخص را به هيچ وجه برداشت کنم. از کسی که پشتون بود نفرت داشتم و کسی که در کوچه های کابل بمن کتره رفته بودند و مرا ميگفتند “هزاره و چاکليت مينو، اگر قدرت ميداشتم حتی شايد ميکشتم و اما خداوند چشمانم را باز کرد و من به عيسی مسيح ايمان آوردم و او بمن آموخت: “دشمن ات را دوست بدار و برای آنانيکه بتو جفا ميرسانند دعای خير کن.”

کلام عيسی مسيح به من آموخت: مغلوب‌ بدی مشو بلكه‌ بدی را به‌ نيكويی مغلوب‌ ساز.” و نيز کتاب خدا به من آموخت: کسی که محبت ندارد خدا را هرگز نشناخته، زيرا خدا محبت است.” و به همين ترتيب من خادم واقعی خدا شدم تا نه تنها خدا را دوست داشته باشم بلکه با محبت که از خدا فرا گرفتم، همه انسانيت را نيز دوست داشته باشم حتی اگر کسی مخالف من و باشد و مرا دشمن بخواند و يا با من دشمنی کند.

انجيل متی فصل 5 آيت 44. رساله به روميان فصل 14 آيت 21 و رساله اول يوحنا فصل 4 آيت 8.

فرض کنيم اگر خدا قصد کند که در زمين اگر امروز کسی خلاف قانون من و خلاف اوامر من و خلاف حکمت من کند، آن کس را نفس حيات ندهم. دوستان عزيز، فکر ميکنيد به تمامی انسانيت چی خواهد شد؟ خدا را شکر که او رحيم است و معنی کلمه رحمت اين است که خدا برای بندگانش هر صبح مواقع تجديد مينمايد تا انسان ها به او رجوع کنند. خدا کسی نيست که با داشتن يک چکش اگر کسی خلاف او کند، چکش را برسرآن کس بزند. نه، هرگز، بلکه او پدری است مهربان و بردبار و دير قهر.

در کتاب نوحه (و يا مرثيه) ارميای نبی در مورد رحمت و وفاداری خداوند چنين ميخوانيم:

وقتي‌ مصيبت‌ و سرگرداني‌ خود را به‌ ياد مي‌آورم‌، جانم‌ تلخ‌ مي‌گردد.

بلي‌، آنها را دائم‌ به‌ ياد مي‌آورم‌ و وجودم‌ پريشان‌ مي‌شود.

اما نور اميدي‌ بر قلبم‌ مي‌تابد، وقتي‌ به‌ ياد مي‌آورم‌ كه‌ رحمتخداوند بي‌زوال‌ است‌. آري‌، بسبب‌ محبت‌ اوست‌ كه‌ ما تلف‌ نشده‌ايم‌.  وفاداري‌ خدا عظيم‌ است‌ و رحمتاو هر صبح‌ بر ما مي‌تابد. به‌ خود مي‌گويم‌: «من‌ فقط‌ خداوند را دارم‌، پس‌ به‌ او اميد خواهم‌ بست‌.»  خداوند براي‌ كساني‌ كه‌ به‌ او توكل‌ دارند و او را مي‌طلبند نيكوست‌.  پس‌ خوبست‌ كه‌ چشم‌ اميدمان‌ به‌ او باشد و با صبر منتظر باشيم‌ تا خداوند ما را نجات‌ دهد.

پس ای برادران و خواهران و وطنداران عزيز من، سوال درين جاست که آيا ما نمی توانيم با هم در فضای آزاد در مورد ايمان و مذهب يکديگر بحث دوستانه داشته باشيم که درآن هيچگونه زور و جبر و تهديد و قهر نباشد و در حلم و تاضح و بردباری بتوانيم حتی اگر مخالف باشيم يکديگر را احترام کنيم و مخالفت خويش را با تکلم که با محبت آراسته شده باشد نه به جنگ و تفنگ حل کنيم؟

چنانچه خدا حتی کسانی که مخالف حتی وجود خدا اند را نفس روزانه و روزی و عمر ميدهد.  در حال که او ميتواند با يک پف همه را از بين ببرد و اما مهربان است. آيا ما خدا هم بزرگتر و بهتر هستيم؟ هرگز! آيا ما نميتوانيم از خداوند خالق بردبار خود بياموزيم و رحيم باشيم و “گز” و “ميدان” هردو را به او بگذازيم؟

وطنداران عزيز،

ما بايد فکر کنيم، بلی اگر کسی ديگری نيست با کلاه خود مشوره کنيم. چون وقتی ما از کلاه صحبت ميکنيم مقصد ما همان ضمير است و در آن عدالتی است که خدا بنا نموده و ميکانيزمی است که ما را در هرچيزی که خلاف محبت، فيض و رحمت خدا باشد ملامت خواهد کرد و در هر چيزی که ما خدا را دوست داشته باشيم و منافق نباشيم و انسانها را دوست داشته باشيم و رحيم باشيم و بردبار باشيم و ديگران را تحمل کنيم، به ما تسلی خواهد داد.

يکبار، فقط يکبار با خود تصميم بگيريد که همانطوريکه شما ميخواهيد عقيده خود را بديگران ابلاغ کنيد و بخواهيد که آنان بشما گوش دهند، به همان وزن و قيافه به ديگران نيز با تحمل کامل و احترام گوش دهيد و اگر گپ شان خوش تان نيامد با مذاق و خنده برادرانه بگوييد، “چطور اس که درين مورد هردوی ما با احترام مقابل مخالف باشيم و يا در مورد بيشتر از همديگر ياد بگيريم؟”

دعای من در حضور خداوند:

ای خدای عزيز من، به دولتمردان و بزرگان ما حکمت عطا فرما تا تو را با معرفت کامل بشناسند.

ای خدای عزيم من، افغانستان عزيز مرا با خوبی هايت برکت بده تا شود که انجيل يعنی خبر خوش ات را بپذيرند.

ای خدای عزيز من، در افغانستان صلح که مافوق فهم انستان است بيار.

ای خدای عزيز من، مردم ما را راه تواضح و بردباری را نشان بده تا در حقيقت تو جلال بيابی.

ای خدای عزيز من، دشمنان پيروان عيسی مسيح را ببخش زيرا که آنان نميفهمند که چه ميکنند.

ای خدای عزيز من، مردم ما را کمک فرما تا حتی اگر ما مخالف عقايد يکديگر باشيم يکديگر را با احترام تحمل کنيم.

ای خدای عزيز من، افغانستان از تو است شدی همه چيزيکه در آنست، از آن توست، بگذار تا همه نام قدوس تو را جلال دهد.

در نام خداوند عيسی مسيح. آمين.

دسته: افغانستان | نويسنده: حسين اندرياس


نظرات بینندگان:
Ahmad گفته:

تو مرتد هستی….
خداوند یگانه (الله ج) هیچگاه تو را نمیبخشد. و من مطمئن هستم که از همان لحظه که تو به دین مسیحیت که یک دین باطل است رجوع کردی خداوند ترا لعنت کرده است. و انشا الله تو نتیجه این کفر گویی هایت را خواهی دید.

به قول خودت تو واجب القتل هستی. آری این حقیقت دارد که یک مسلمان که از دین خود که دین اسلام میباشد روی به دین دیگری گرداند مرتد است و باید گردن زده شود.

و یک گپ را به یاد داشته باش. او ای که از این سخنان که برایت گفتم پشیمان نیستم و این سخنانم را چنین تصور نکنی که مه به حضرت عیسی ع مه توحین کرده باشم.

من شخصا عیسی ع را چون جانم دوست دارم و او را پیغمبر خدا قبول دارم.

امید وارم که از این کفر گویی هایت اجتناب کنی.

Abdulla گفته:

تو مرتد هستی خاین هستی اسلام دين دوستی، برابری، اخوت، محبت و بردباری است مگر کسی که اسلام که يک مذهب کامل است را ترک کند بايد قتل شود. الله اکبر…………..

m گفته:

ba salam
nazare shoma dar baraye MORMON ha chist
khahesh mikonam dar taeed ya takzibe anha az ketabe moghadas be man reference bedahid
ba tashakor
m

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m جان،
سلامتی خداوند عيسی مسيح بر شما باد!
از نوشتن پيام تان بسيار ممنونم.
در جواب شما بايد بنويسم که مورمونهای همراه با ساير انسانهای ديگر در کتاب مقدس در فصل سه انيجيل مقدس يوحنا آيت 16-18 ذکر شده اند.
زیرا خدا جهانیان را آنقدر محبت نمود که پسر یگانۀ خود را داد تا هر که به او ایمان بیاورد هلاک نگردد بلکه صاحب حیات جاودان شود
زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد که جهانیان را محکوم نماید بلکه تا آنان را نجات بخشد.
هر کس به او ایمان بیآورد محکوم نمی شود اما کسی که به او ایمان نیاورد در محکومیت باقی میماند، زیرا به اسم پسر یگانه خدا ایمان نیاورده است.

و نيز در مورد مورمونها و انسانهای ديگر در آيتهای بسياری ديگر در کتابمقدس بخصوص فصل 3 روميان آيات 23 و 24 چنين آمده:
همه گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند.
اما با فیض خدا همه بوساطت عیسی مسیح که آنان را آزاد میسازد ، بطور رایگان ، نیک محسوب میشوند.

کتابمقدس ميگويد که خدا همه مورمونها را و انسانهای ديگر را مانند مسلمانان، يهوديان، مسيحيان را دوست دارد و ميخواهد به آنها حيات ابدی دهد.

و اما اگر شما سوال تان در باره اين است که آيا بعد از عيسی مسيح کسی ديگری نيز آمده که او منجی و يا نبی و يا از جانب خدا باشند که از طريق آنها کسی حيات ابدی يابند، جواب کتابمقدس اين است:
در هیچکس دیگر ، رستگاری نیست و در زیر آسمان هیچ نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا بوسیلۀ آن نجات یابیم. اعمال رسولان فصل 4 و آيت 12
عیسی به او گفت:« من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیلۀ من نزد پدر نمیآید.» انجيل يوحنا فصل 14 آيت 6.
و نيز در يوحنا فصل 8 آيت 36 عيسی مسيح ميفرمايد: «پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود.»
و بايد به کلام خداوند عيسی مسيح در کتاب مکاشفه نيز اشاره شود که درين مورد آخرين کلمات خداوند ماست که ميفرمايد: «من الف و یا ، اولین و آخرین ، آغاز و انجام هستم…» مکاشفه فصل 22 آيت 13
بلی عيسی مسيح واقعاً “الف و یا ، اولین و آخرین ، آغاز و انجام هست” و بدون او ديگر هيچ کسی اين نامها را ندارد و تنها او ميتواند ضامن همه انسانها شود و هرکه به او ايمان آورد وعده های عيسی مسيح در زندگی شان تکميل است.

باز هم تشکر از سوالهای شما دوست عزيز.
حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

خدايا تو آقای عبدالله را ببخشف زيرا که او نمی داند که چی ميکند.
خدايا بنام عيسی مسيح تو عبدالله جان را لمس کن و او را از نفرتها رهای بده. آمين.

حسين اندرياس گفته:

خدای عزيز برای آقای احمد نيز دعا ميکنم که تو او را ببخش زيرا که نميفهمد که چه ميکند.
خداوند عزيز، بنام عيسی مسيح تو قلب اين وطندارم را که در کابل است لمس کن و او را از مرض نفرت شفا بده و او را از غلامی تاريکی و انتقام نجات بده. آمين.

m گفته:

baradar Hosein
ba salam va tashakor e besyar az javab hayetan
shayad soale man kheili vazeh nabood harchand ta hodoodi javabam ro gereftam
beh tazegi ba goroohi az MORMON ha ashna shodam
soali ro keh Joseph Smith az khodash porsid hamani ast keh dar zehne man ast
keh kodamyek az shoabate masihit ra bayad peyravi kard
fekr mikonam hameye anha Eisa ra dar yek had ghabool darand vali ekhtelaf dar omoore digar ast
pas beh ebarati hameye anha bar asase John 3:16-18 nejat ra daryaft kardeh and
vali ba vojoode iman beh Eisa baz ham shahede taadode gorooh haye masihi hastim
lotfan mara komak konid ta an HAGHIGHAT ra keh gharar ast ma ra AZAD konad peyda konam
kodam yek az in shoabat HAGHIGHAT ra donbal mokonand
agar MORMON ha beh biraheh raftehand bar asase ketabe moghadas che dalili vojood darad
beh joz anhaee keh eshareh karid
bebakhshid keh payamam 2 tekeh shod
khodavand shoma ra barekat dahad
baraye man doa bekonid
eradatmand

Ahmad گفته:

مه هم از خداوند یگانه میخواهم که تو را ازین کفر گویی هایت وا دارد و تو را به راه راست رهنمایی کند.

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
باز هم تشکر از سوالات تان!
همانطوريکه قبلاً نيز به آن اشاره کردم که کتابقمدس واضحاً ميفرمايد: در هیچکس دیگر ، رستگاری نیست و در زیر آسمان هیچ نامی جز نام عیسی به مردم عطا نشده است تا بوسیلۀ آن نجات یابیم. اعمال رسولان فصل 4 و آيت 12
و نيز عيسی مسيح خداوند ما ميفرمايد: « من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیلۀ من نزد پدر نمیآید.» انجيل يوحنا فصل 14 آيت 6.
و نيز: يوحنا فصل 8 آيت 36 عيسی مسيح ميفرمايد: «پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود.»
«من الف و یا ، اولین و آخرین ، آغاز و انجام هستم…» مکاشفه فصل 22 آيت 13
پس بايد به کتابمقدس و ادعای عيسی مسيح توجه کرد که بعد از عيسی مسيح کسی ديگری برای نجات بشر و حيات ابدی نمی آيد جز آنکسانيکه همان کتابمقدس را که ما دريم به مردم برساند يعنی کسانیکه بدون آوردن کتاب ديگری که آنرا از سوی خدا خوانند.
وقتی عيسی مسيح ميفرمايد که « من راه و راستی و حیات هستم، هیچکس جز بوسیلۀ من نزد پدر نمیآید.» ما بايد توجه کنيم که هيچکس واقعاً “جز بوسيلۀ او نزد پدر نخواهند آمد.”
اما در امور مورمونها ما ميخوانيم کتاب آنها که در سال 1830 ميلادی چاپ شد اين کتاب را آنها مهم و بدون آن کتاب مقدس را نا تکميل ميخوانند که اين خودش نفی گفتار خداوند عيسی مسيح هست که ميفرمايد: “من الف و یا ، اولین و آخرین ، آغاز و انجام هستم.”

پس اگر کسی مکاشفۀ ديگری نياورد بجزء کتابمقدس و عيسی مسيح را خدای يگانه بخواند و عيسی مسيح را يگانه نجات دهنده بخواند، منتظر آمدن يگانه کسی که عيسی مسيح است باشد و متوجه کلام عيسی مسيح باشد که ميفرمايد: من در هستم، هر که بوسیلۀ من وارد شود نجات می یابد و به داخل و خارج میرود و علوفه پیدا میکند. دزد می آید تا بدزدد، بکشد و نابود سازد. من آمده ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور کامل داشته باشند.
پس دوست عزيز، فرقی ندارد، هر فرقۀ مسيحی که باشد، اگر آن فرقه ايمان کامل تنها و تنها به عيسی مسيح دارند، و در کلام مقدس او نمی افزايند، همان کليسا، کليسيای درست است و بس. چون تنها عيسی “وسيله” و “در” و “نجات” و “راه” و “راستی” و “زندگی” و “قيامت” و “خداوند” است. و تنها اوست که کپی رايت و ترد مارک اسم های: “من الف و یا ، اولین و آخرین ، آغاز و انجام هستم.” را دارد.

اميدوارم که به شما جوابی قانع کنندۀ داده باشم و اما خواهشمندم تا اين مقاله خوب را نيز مطالعه فرماييد: http://www.farsicrc.org/index.php?option=com_content&view=article&id=1094:isa-goft&catid=46:christian&Itemid=94

تشکر،
حسين اندرياس

m گفته:

baradar Hosein salam
kheili mamnon hastam keh vaght gozashtid va ba hoseleh javabe soalate mara dadid
khodavand beh shoma barekat bedahad
man kamelan az javabe shoma ghane’ shodam
man iman dashtam keh dar ketabe moghadas pasokhe soalatam mojood ast vali nemidanestam dar kodam ketab ya fasl donbale anha begardam
dar zemn matlabe eshareh shodeh ra ham khandam
besyar roshan konandeh bood vali 2 soal digar baraye man matrah kard
1)chera az JEHOVAH WITNESSES beh onvane fergheye dorooghin nam bordeh shodeh
2) eshae rabani chist
besyar mamnoon khaham shod agar baz ham javabe mara bedahid
lotfan baraye man ham doa konid
eradatmand
m

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
خوشحالم که جواب تان را از کلام خدا دريافتيد.
جهووا ويتنسز (و يا شاهدان يهوه) مذهبی است که الوهيت خداوند عيسی مسيح را رد ميکنند. مثلاً آنها ميگويند که عيسی مسيح پسر خدا مانند اينکه فرشتگان خدا نيز پسران خدا اند و پس عيسی مسيح نخست زاده و يا حتی ميگويند عيسی در حقيقت ميکائيل فرشته است.

اگر بدرستی انجيل يوحنا را مطالعه کنيم در فصل اول و آيه اول مذهب شاهدان يهوه کلام خدا را به اينطور ميخوانند:
در ازل کلمه بود، کلمه با خدا بود و کلمه يک (و يا یکی از خداها) بود.
من ميخواهم توجه شما را به زبان اصلی کتاب خدا و به اين آيه ببرم و خصوصاً قسمت آخرش را مستقيماً و حرف به حرف برای تان از يونانی به فارسی ترجمه کنم.
کای (و) تهيوس (خدا) ان ها (بود آن) لوگاس (کلمه)
پس ما ديديم که معنی اصلی اش ميشه (و خدا خودش آن کلام بود) و متأسفانه که آنها مردم را در مورد کلام خدا فريب ميدهند.
در مورد عشای ربانی بايد گفت که خداوند عيسی مسيح قبل از صليب شبی پيش با شاگردانش شام خورد : و نان‌ را گرفته‌، شكر نمود و پاره‌ كرده‌، به‌ ايشان‌ داد و گفت‌: «اين‌ است‌ جسد من‌ كه‌ براي‌ شما داده‌ مي‌شود؛ اين‌ را به‌ ياد من‌ بجا آريد.» و همچنين‌ بعد از شام‌ پياله‌ را گرفت‌ و گفت‌: «اين‌ پياله‌ عهد جديد است‌ در خون‌ من‌ كه‌ براي‌ شما ريخته‌ مي‌شود.»
ما مسيحيان عشای ربانی را بطور سامبولی و به ياد و فرمانبرداری ار حکم خداوند ما عيسی مسيح بطور جزء عبادت اجرا ميکنيم. اين نشانۀ است تا آمدن عيسی مسيح که ما آنرا بطور عملی نيز بخش ميکنيم که عيسی مسيح جسمش بخاطر ما پاره شد و خونش بخاطر ما ريخته شد و در اين ما خود را کاملاً شريک ميدانيم.
مقصد من از شريک بودن در رنج مسيح و صليب مسيح است که پولوس رسول به آن چنين اشاره فرموده: من با مسیح مصلوب شده ام بطوریکه دیگر آنکه زندگی می کند من نیستم ، بلکه مسیح است که در من زندگی می کند و درخصوص این زندگانیء جسمانی ای که من اکنون دارم ، فقط بوسیله ایمان به پسر خدا که مرا محبت کرد و جان خود را بخاطر من داد زندگی می کنم. غلاطيان فصل 2 آيت 20.

فيض خدا با شما باد. برای شما در دعا هستم.
حسين

m گفته:

salam baradar Hosein
besyar mamnoon hastam keh beh soalate man javab dadid
matlabi ra keh dar bareye JEHOVAH WITNESSES az ketabe JOHN naghl kardid dar noskheye englisiye ketabe moghadasi keh anha estefadeh mikonand didam farmayesheh shoma kamelan sahih ast
shoma kodam noskheye engelisiye ketabe moghadas ra tosiyeh mikonid ta tahiyeh konam
dar zemn soalate digari ham daram keh agar salah bedanid dar payame ba’di matrah konam
baz ham mamnoon az lotf va mohabate shoma makhsoosan keh mara dar doaye khod darid
eradatmand
m

سيد مصطفي گفته:

سوال : آيا مسيح عبادت مي كرد ؟ آيا مسيح روزه مي گرفت ؟ آيا مسيح پسر مريم نيست ؟

آيا مريم تعوذ با الله زن خداست ؟ لطفا اين سوال ها را جواب بدهيد

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز سيد مصطفی،
سلامتی خداوند عيسی مسيح بر شما باد!
در کتاب مقدس در هيچ جای ما نميخوانيم که عيسی سيح عبادت ميکرد و اما اگر منظور تان از عبادت هما ريشه کلمه يعنی “عبد” است که کلام خدا او را در نبوت های عهد کهنه (مثلاً کتاب اشعيا فصل 52) بنام خادم خوانده.
و اما بايد گفت که شما سوال تان در مورد عيسی مسيح کاملاً ذکر جسمی است و جنبۀ روحانی را ندارد.
عيسی مسيح بلی دعا ميکرد و معنی دعا در حقيقت خواستن و يا صحبت کردن است مثل آنکه کسی از کسی چيزی بخواهد و يا با کسی صحبت کند.
عيسی مسيح که خود خداست در جسم انسانی در ميان ما آمد و از همين سبب اسم او پسر خداست و نيز پسر انسان و با آنکه همه مومنانش را مثال است به مه نشان داده تا با خدای پدر چطور صحبت کنيم و خودش نيز همين کار را کرد.
مسيحيان به يک خدا ايمان دارند و اين يگانه خدا در تثليث مقدس است. درست همانطوريکه شما سيد مصطفی جان تنها يک سيد مصطفی هستيد و اما شما (1) جسم داريد، شما (2) جان داريد و (3) شما روح داريد و اما باز هم شما تنها و تنها يک سيد مصطفی جان هستيد نه که سه.
خدا هم تنها يک خداست در تثليث مقدس، (1) پدر، (2) پسر و (3) روح القدس.
پس عيسی مسيح همانطوريکه شما گاه گای با خود و يا با ضمير خود و يا با روح خود صحبت ميکنيد تا بالای موضوعی به انديشيد و موضوع را حل نماييد وغيره، عيسی مسيح نيز با پدر صحبت ميکرد.
بلی در کتاب مقدس فصل 4 انجيل متی ما ميخوانيم که او روزه گرفت و حتی توسط شيطان وسوسه شد.
اين به ما انسانها نشان ميدهد که عيسی مسيح که خداست به شکل انسان نه تنها ظاهر شد بلکه بصورت يک نوزاد انسانی قدم انسانی گذاشت تا ما انسانهای هيچ دليلی نداشته باشيم که به خدا بگوييم: “خداوند، تو خدا هستی و بی نياز و اما من مشکلاتی زيادی دارم و کاش تو دردهای مرا، گرسنگی مرا، مشکل مرا، بی خوابی مرا، تشنگی مرا، شکنجۀ مرا ميتوانستی تحمل کنی.” و دوست عزيز سيد مصطفی، درست همانطور خداوند در جسم انسانی آمد تا “دردهای مارا، گرسنگی مارا، مشکل مارا، بی خوابی مارا، تشنگی مارا، شکنجۀ مارا وغيره حمل کند تا ما هيچ گلۀ نداشته باشيم در حضور او.
از همين سبب است که او به ما ميفرمايد: «ای تمامی زحمتکشان و گرانباران، نزد من بیائید و من به شما آرامی خواهم داد. یوغ مرا بگردن گیرید و از من تعلیم یابید، زیرا من بردبار و فروتن هستم و جانهای شما آرامی خواهد یافت، زیرا یوغ من آسان و بار من سبک است.»
او آمد تا مارا آنطوريکه خدا هرگز نکرده بود در آغوش گيرد و بگويد: “دست بزن به زخمهايم و ببين که تو را آنقدر دوست دارم که حتی بخاطر تو جسم انسانی پوشيدم و زخمی شدم و مصلوب شدم و جان خود را فدايت کردم.”

نه مريم بنده خدا بود و اما خدا او را انتخاب کرد تا سايه روح خود را بر او به افگند و بر او رحم کند و فيض عطا کند و از طريق او خود را بدنيای ما انسانها بصورت کودک انسانی و اما انسان کامل قدم بگذارد تا ما ناکاملان را به کامليت خود ببرد. اينک آياتی برای شما از فصل اول انجيل لوقا:
در ماه ششم جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری به نام ناصره که در استان جلیل واقع است
به نزد دختری که در عقد مردی به نام یوسف ــ از خاندان داود ــ بود فرستاده شد. نام این دختر مریم بود.
فرشته وارد شد و به او گفت:« سلام، ای کسی که مورد لطف هستی، خداوند با تو است.»
اما مریم از آنچه فرشته گفت بسیار مضطرب شد و ندانست که معنی این سلام چیست.
فرشته به او گفت:« ای مریم نترس زیرا خداوند به تو لطف فرموده است.
تو آبستن خواهی شد و پسری خواهی زائید و نام او را عیسی خواهی گذارد.
او بزرگ خواهد بود و به پسر خدای متعال ملقب خواهد شد، خداوند، خدا تخت پادشاهی جدش داود را به او عطا خواهد فرمود.
او تا به ابد بر خاندان یعقوب فرمانروائی خواهد کرد و پادشاهی او هرگز پایانی نخواهد داشت.»
مریم به فرشته گفت:« این چگونه ممکن است؟ من با هیچ مردی رابطه نداشته ام.»
فرشته به او پاسخ داد:« روح القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند و به این سبب آن نوزاد مقدس، پسر خدا نامیده خواهد شد.
بدان که خویشاوند تو الیزابت در سن پیری پسری در رحم دارد و آن کسی که نازا به حساب می آمد اکنون شش ماه از حاملگی او میگذرد.
زیرا برای خدا هیچ چیز محال نیست.»
مریم گفت:« باشد، من کنیز خداوند هستم، همانطور که تو گفتی بشود.» و فرشته از پیش او رفت.

سيد مصطفی جان، خواهشمندم تا برنامه های تلويزين افغان – آواز مسيح را بروزهای سه شنبه حتماً ببينيد. (آدرس: http://www.afghantv.com )
تشکر از سوالات شما وطندار عزيز.
حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
سلامتی خداوند عيسی مسيح بر شما باد!
بلی چرا نه؟ همين که خدمت من است.
کتابمقدس ترجمه های انگليسی که من عاشق هستم اين دو ترجمه ها اند:
http://esv.scripturetext.com/genesis/1.htm
اين ترجمه ESV است که خيلی به زبانهای اصلی از نگاه گرامر نزديکی دارد و نيز بزبان ساده تر انگليسی است.

http://nasb.scripturetext.com/genesis/1.htm
اين ترجمه NASB است که اين انتخاب اول من است چون انگليسی مشکل تری است و اما از ESV هم نزديکتر به زبان اصلی هست.

خواهشمندم برای تحقيقات تان سری به وبسايت های http://www.sadayezindagi.com و نيز http://www.farsicrc.com بزنيد.

خدا شما را برکت بده.

حسين اندرياس

m گفته:

salam baradar Hosein
ba tashakor az moarefi ye site haye fogh
soali dar bareye dah-yek dashtam
aya pardakhte dah-yek bayad beh kelisa dar ma’naye aam an bashad
ba tavajoh beh in keh dar ma’naye khase kelisa har ejtema e az masihiyan kelisa ast manande kelisaye khanegi aya mahal haye digari ham hast keh pardakhte dah-yek ghabele ghaboole bashad masaalan pardakht beh site haee keh dar bareh ye masihiyat fa’aliyat darand
pardakht beh sazman haye kheiriyeh ya mostaghiman beh khanevadeh haye niyazmand chetor
ba tashakor az tavajohe shoma
eradatmand
m

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
سلامتی خداوند عيسی مسيح بر شما باد و اميدوارم که هفتۀ تان که گذشت پر برکت بوده و هفتۀ که ميايد نير دران شاد باشيد.
در کتابمقدس ما ده يک داريم تحايف داريم.
اولين نمونۀ ده يک را در زمانی در کتاب مقدس ميخوانيم که فرمان ده يک بصورت قانون (شريعت) داده نشده بود و اما باز هم ده يک داه شد. و اين فکر دادن ده يک از کجاست؟ و کی را بايد آن ده يک داشده شود؟ بنظر من که خدا قانون خود را در قلب آنانيکه خدا را دوست داشت (و دارند) حتی قبل از دادن شريعت گذاشته بود و به همين سبب است که ملک صادق که او را کلام خدا در کتاب پيدايش فصل 14 برای ما کشف کرده و نيز در کتاب مزامير فصل 110 و کتاب عبرانيان فصل های 5،6 و 7 در مورد او بحيث کاهن خدا ذکر شده، ما ميخوانيم که حتی ابراهيم که در کتاب خدا ما او را پدر همه ايمانداران ميخوانيم، ده يک خود را به اين کاهن خدا داد.
در کتابهای لاويان فصل 27، اعدا 18، و تثنيه 14 و تثنيه 26 ما ميخوانيم که مردم خدا ده يک شان را به خانه خدا (که امرور ما آنرا بصورت کليسيا داريم) ميدادند و اين ده يک باعث ميشد که اخراجات کاهنان، کارکنان خانۀ خدا، در صورت لزوم کمک به غربا از طريق خانۀ خدا (و در زمان حاضر کليسيا) و نيز برای اخراجات تعمير، نگه داشت، و لوازمات خانه خدا، استفاده شود.
در کتابهای عهد جديد در متی 10 و آيت 10 ما ميخوانيم که کلام خدا برای دادن به کسانی که خداوند را خدمت ميکند صحبت ميکند و اما در در زمانی است که کليسا تا بحال بنأ نشده (بنای کليسا را ما در اعمال رسولان ميخوانيم) و اما لازم است که بدانيم که اين دادن اشاره به کسانی ميکند که خدا را خدمت ميکردند.
در کتاب غلاطيان فصل 6 و آيت 6 ميخوانيم که اگر شما ازکسی کلام خدا را فرا ميگيريد که باز هم همان کشيش شماست اين آيت به هدايا نيز اشاره ميکند اگر بيرون از کليسا کسی باشد مثلاً خادم که ما آنانرا مبلغ (ابلاغ کننده) و يا به عبارت انگيسی که از زبان يونانی گرفته شده ايوانجلست بايد برايشان تحفۀ نيز بدهيد. درين جاست که ما بايد فرق بين تحفه و ده يک را کنيم. يعنی ده يک در حقيقت بايد به کليسيا داده شود و همين ده يک از طريق کليسيا برای مصرف خدمت خدا استفاده شود. در حاليکه تحايف را ميتواند به کليسيا و يا خارج از کليسيا به خادمين خدا و يا محتاجان داد.
در کتابهای اعمال رسولان فصل 2 آيت 44، دوم قرنتيان فصل 8 آيات 1-3، اول قرنتيان فصل 16 آيت 1 همۀ اين آيات اشاره به دستجمعی ميکند که در دست جمعی ما مطابق تاريخ و کلام خدا که تاريخساز حقيقی است ده يک خود را بايد به کليسا بدهيم که به همان ترتيب عهد کهنه، در عهد جديد نيز اخراجات کليسا، کاهنان (که امروز ما کشيش داريم)، آنانيکه در امور کليسا خدمت خصوصی دارند مثلاً کسی که يکانه کار و روزگارش شان را خداوند همان خدمت کليسا مقرر کرده، از ده يک جسم مسيح (کليسيا) پوره شود.

ما بايد اطمينان داشته باشيم که کليسيا زير نظارت بزرگان کليسيا که آنان را بزبان اصلی (يونانی) پرسبوتيروس و اپيسکوپوس خطاب ميکنند باشد. اين بزرگان کليسيا بايد از روح خدا پر باشند و در امور زندگی مسيحی شان راستباز باشند و مراقبت کشيش را کنند و نيز متوجه روحانيت شان مطابق کلام خدا باشند.
تنها در صورتيکه شما يقيناً مطمئينيد که کليسيای مورد بحث حسابداری زير نظارت بزرگان راستباز را ندارند و ده يک و يا تحايف شما واضحاً معلوم نيست که در کدام جا مصرف ميشود، شما ميتوانيد از دادن به آن کليسيا خود داری کنيد و در تلاش کليسيای باشيد که خداوند را واقعاً جلال ميدهد. و اما در جمع ايمانداران بود (يعنی کليسيا) لازم است. جون وقتی از کليسيا صحبت ميکنيم ما از بدن مسيح صحبت ميکنيم و در بدن مسيح همه ما ايمانداران مسيح شامليم، بلی، کسی دست و کسی هم پا، کسی چشم و کسی هم دهان و همۀ ما به همۀ ما نياز داريم.

و اما اين هم لازم است که بايد فرق بين ده يک و تحفه ها را کنيم که در همين آيات بالا و ديگر آيات کلام خدا در مورد تحفه ها نيز صحبت کرده که تحايف کاملاً جداگانه است و اما هم 10 يک و هم تحايف بايد آنطور داده شود که اجباری نباشد ولی با پيشانی باز که خدا همين را دوست دارد.
«پس هر کس باید مطابق آن چه در دل خود تصمیم گرفته است بدهد و نه از روی بی میلی و اجبار ، زیرا خدا کسی را دوست دارد که با شادی می بخشد.» دوم قرنتيان فصل 9 آيت 7.

خداوند شما را برکت دهد.
حسين اندرياس.

cat گفته:

salam.shoma masihi hastid?man chanda soal rajebe masihiyat daram.mamnon misham adam konid man soalamo beporsam.merci

حسين اندرياس گفته:

سلام دوست عزيز کت گرل!
بلی من مسيحی هستم و شما ميتوانيد سوال تانرا بپرسيد.
تشکر،
حسين اندرياس

cat گفته:

salam.merci.man khoda parastam vali bi dinam.man ye nafaro kheyli dost daram va ghasde ezdevaj dashtim.on ham bidin bod vali ye modate masihi shode va mige nemitone ba ye bidin ezdevaj kone.chera?on mige masihiyat gofte shoma azadid ke harkari mikhayd bokonid vali harkari mofid nist.pas chera in azadio nadare?on mige khoda rohesho too kalbode ensan gharar dad ta ensan ha yeki az noe khodeshono bebinan va iman biyaran vali man ino bavar nemikonam yani nemidonam khoda in karo karde ya na .man migam shayad khoda in karo karde bashe va shayad ham nakarde bashe va in mozo alan rabti be man nadare man mikham khob basham faghat hamin.

m گفته:

salam baradar Hosein
baz ham tashakor keh javab haye kamel va mostanad beh soalate man dadid
solali daram keh moddat ha ast barayam matrah ast hatta barkhorde ba’zi az keshish ha ham in soal ra baraye man tashdid kardeh ast
soal man in ast keh baraye masihi shodan aya hatman bayad ghosle ta’mid gereft
moteasefaneh shomareh ayeh va ketabe moredeh nazareh man yadam nist vali zamani keh mikhastam beh vaseteye yeki az doostaneh masihi beh masih iman biyavaram ayeh e beh man az ketabe moghadas neshan dad keh ma’ni ye an beh mazmoon in ast keh agar dar del beh masih iman dashteh bashi keh baraye gonahane to beh salib keshideh shod va ba’d az 3 rooz az mordegan barkhast va beh zaban eghrar koni masih ra pazirofteh e va nejat ra daryaft kardeh e
hatta 2 nafar a keshishani keh dar kanaleh mohabat barnameh darand ham dar yek CD keh dar barehye masihiyat ast hamin ravesh ra baraye masihi shodan eraeh kardeh and
vali ta beh hal chandin nafar az masihiyan va hatta keshishan keh mara dar kelisa ya kharej az kelisa dideh and az man porsideh and keh aya man ta’mid gerefteham ya na
baraye man jaleb injast keh hich kodam az man naporsideh and keh beh masih iman daram ya na
lotfan beh soorate roshan beh man pasokh dahid keh nazareh shoma dar in zamineh chist zira soale ba’diye man rabeteyeh mostaghim ba in soal darad
ba tashakor az tavajohe shoma
eradatmand
m

حسين اندرياس گفته:

خانم کت گرل،
سلامتی خداوند با شما باد و تشکر از اينکه با من مشکل تان را بيان کرديد.
خدمت تان عرض کنم که کلام خدا واقعاً از محبت خدا صحبت ميکند و اما اگر ما بدرستی حتی خارج از مسيحيت نيز نگاه بکنيم، ميتوانيم بخوبی درک کنيم که اگر در زندگی مشترک که آنهم تمام عمر ما را در زمين دربر ميگيرد، در ايمان، عقيده، مرام، نظريه و يا هرچيزی ديگری که شما ميخواهيد آنرا بناميد، همخيال نباشيم، زندگی در اول شايد خوش بگذرد و اما مشکلات بسيار زياد و دنباله دار و تلخی را روبرو خواهد شد.
همان شعر حافظ بيادم ميايد که ميگه:
الا يا ايها الســــاقي ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکل‌ها
بخاطر اينکه شما تا هنوز به عيسی مسيح ايمان نياورده ايد من عمداً اين موضوع را نميخواهم با آيات کتابمقدش به شما مثال بدهم و اما من از شما خواهش ميکنم که حتی اگر شما در عقد ازدواج با اين شخص مسيحی نميبنديد نيز خواهش ميکنم که يکبار عهد جديد را برای خود تان و از با اشتياق مطالعه فرماييد و و سپس تصميم بگيريد.
و اما در مورد اين که اين شخص مسيحی بشما گفته که نمی تواند با شما ازدواج کند همان دليلی است که ايشان مطابق کلام خدا رفتار ميکند و خداوند ميفرمايد که اين زندگی مشکلهای زيادی را در پيش دارد.
من برای هرودی تان در دعا هستم و دعای نخست من اين خواهد بود که خداوند قلب شما را لمس کند. خوشحالم که شما به خدا ايمان داريد و اما کتابمقدس ميگه که فقط يک قدمی ديگری اگر برداريم شما ميتوانيد که خدا را حتی بچشيد و ببينيد که او نيکوست. (زبور 34 آيت هشت)
بلی خواهر، شما فقط به خدا ايمان داريد و اما مسيحيت خدا را چشيدن است تا بتوانيد که تجربه کنيد که خداوند واقعاً نيکوست.
اين همانطوريس که اگر شما انگور را ازش شنيده باشيد، و از فايده هايش نيز مطالعات زيادی داشته باشيد و اما انگور را هرگز دست نزده باشيد و نچشيده باشيد و مزه اش را تجربه نکرده باشيد.
پس خوب ميشه که خداوند کتابمقدس را همانطوريکه ميفرمايد، بچشيد و ببينيد.

خداوند شما را برکت بده.
حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
سلامتی خداوند عيسی مسيح با شما باد!
از نگاه من بهترين برای شما اين است که کلام خدا را روزانه بخوانيد و بالای موضوع های که مشکل داريد دعا کنيد و اگر کامپيوتر شخصی داريد يک برنامه مطالعه کلام خدا را دانلد کنيد و از خدا بخواهيد تا به شما ياری کند در هر مورد.
کلام خدا در مورد نجات و تعميد خيلی هم واضح است. در انجيل يوحنا فصل اول آيت 12 ميفرمايد:
اما به همۀ کسانیکه او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند.
اين آيت را ما نيز با آيات ديگری يکجا کنيم و درک کنيم که در خصوص آيات 9 و 10 فصل 10 روميان که ميفرمايد: “زیرا انسان با قلب ایمان می آورد و نیک محسوب میگردد و با لبهای خود به ایمانش اعتراف میکند و نجات می یابد.” موضوع نجات کاملاً واضح ميشود.
در انجيل مرقص در اخيرش در مورد نجات وقتی ميخوانيم شايد برای ما کمی درکش مشکل باشد و اما اگر دقت کنيم اين هم خيلی واضح است که برای نجات تعميد لازم نيست:
“كساني كه ايمان بياورند و غسل تعميد بگيرند، نجات مي يابند، اما كساني كه ايمان نياورند، داوري خواهند شد.” درين صورت ما ميبينيم که خداوند عيسی مسيح ميفرمايد که ايمان اول است و بعد تعميد چون شاگرد سازی (همان نجات) اول است و تعميد تعليمی است که حکم خداوند است که خوب و خيلی مهم (نه اهميت نجات بلکه اهميت قبول فرمان)است بجا بياوريم چون او ما را از تاريکی بيرون کرده و به نور خود آورده.
ما مثال داريم که جان است که جهان است و اگر جان نباشه که جهان اهميتی برای ما نداره.
در حقيقت همين مثال فارسی مارا خداوند 2000 سال پيش به اين ترتيب گفته است:
“برای انسان چه سودی دارد که تمام جهان را ببرد اما جان خود را از دست بدهد؟ زیرا او دیگر به هیچ قیمتی نمیتواند آنرا باز یابد.” انجيل متی فصل 16 آيت 26.
پس کسی که ما را به قيمتی مهم تر از جهان نجات داده آيا يک حکم که خيلی هم ساده است تعميد ( بزير آب کاملاً رفتن و بالا شدن) را تنوانيم اجرا کنيم؟ در حقيقت اگر نکنيم ما نميخواهيم ارزشی به نجات خود دهيم جون اگر جان ما بخطر باشه و ما ناله کنيم و کسی جان خود را بخطر بندازه و ما را نجات بده و بعد تنها به ما بگه، دوستت داشتم و داردم از همين سبب از جان خود گذشته تو را نجات دادم آيا ما نمی توانيم يک خواهش ساده آن مسيحای ما را بجا بياوريم؟ پس تعميد همان خواهش (بلی خداوند مسيح ما ميخواهد) و چون او نه تنها دوست ماست بلکه خالق ما نيز است حکم ميکند، ما بايد و لازم است که حکمش را تعميل کنيم و اما اگر تعميل نکنيم و باز هم با وفاست و راه نجات را نمی بسته چون نجات اول بوده و احکام بعد. و اما احکام نتايج حياتی در زندگی مسيحی ما تا در جهان هستيم دارد و اين زندگی روحانی ما را دربر ميگيرد که آيا واقعاً ما از پش عيسی ميرويم و آيا واقعاً ما عطر معرفت او را (چنان که او ميخواهد) در بين بينوايان می افشانيم؟
از نگاه بنده برای نجات و به آسمان رفتن تعميد لازم نيست و اما برای تعميد اول بايد ما نجات يابيم و برای بجا آوردن نجات گر ما پزيرش احکام او لازم است چون قبول اين احکام برای رشد روحانی ما لازم است.
در حقيقت تعميد که از کلمه يونانی (بپتائزو) گرفته شده معنی روحانی اش چنين است:
1- قبل از زير آب رفتن خداوند را اقرار ميکنيم در حضور همه مردم و ملايک و حتی شياطين که در آب که پايين شده ام معنای نجات من است که در صليب عيسی مسيح با او مصلوب شده ام (غلاطيان فصل 2 و آيت 20 را بخوانيد) و ميگويم که من نجات را که يافتم و اما امروز نشان ميدهم که ديگر به شيطان تعلق ندارم.
2- زير آب رفتنم به معنای اين است که با مسيح دفن شدم (و چنانگه اگر از زير آب بيرون نشوم نفس حيات را نخواهم ديد بس اين مردنم و دفن شدنم را با مسيح نشان ميدهد
3- و اما خدا را شکر که از آب بيرون شدنم نشانی قيام در مسيح است که با او من نيز بر موت و گناه از طريق عيسی مسيح غلبه يافتم.
4- و از جوی و يا حوض آب بيرون آمدنم به معنای آمادگی کاملم است که ميخواهم به دنيا بروم و او را خدمت کنم.

اينک يک برنامه کامپيوتری که خيلی هم خوبست و يک چند از کتابهای شان رايگان هم است برای شما عزيز: http://www.e-sword.net/downloads.html

خداوند شما را برکت بده دوست عزيز.
حسين اندرياس

cat گفته:

یعنی اگر این کار رو کنه گناه انجام داده؟

به نظر من اصلا به من ربطی ندا ره که خدا روحشو تو کالبد انسان گذتشته یا نه؟
مگه این اختلاف عقیده که من میگم من نمیدونم خدا این کار رو کرده یا نه و اون میگه من مطمئنم این کارو کرده چه مشکلی میتونه تو زندگی ایجاد کنه؟

cat گفته:

pas taklife eshghe 2 saleye ma chi mishe?chon man nemoitonam ba kase digei ezdevaj konam.yani bayad ta akhare omr tanha basham?

حسين اندرياس گفته:

خانم کت گرل، درود بر شما!
بلی از ننقطه نگاه کلام خدا، برای اين شخص از حکم خدا که ميگه اگر با کسی که ازدواج ميکنی هم ايمان با تو نباشه بنايد ازدواج کنی پس محبوب اولش که خداست را بی اطاعتی کرده پس گناه است.
کلام خدا ميفرمايد که همه گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند و اما با ايمان نتها به عيسی مسيح ما نيکوکار شمرده ميشويم.
آيتی که به شما ميدهم و همين آيت بخصوص مشکل ازدواج اين شخص با شماست، شايد خيلی هم باعث رنج شما شود و اما من ميخواهم اين آيد را برای تان تنها تفسير کنم و اگر خود تان ميخواستيد اين آيات را از اين شخص بخواهيد که بهتر ميشه چون اين آيات برای يک مسيحی گفته شده نه غير مسيحی:
تفسير کلام خدا: شما نبايد در امور روحانی (در مسيحيت حتی ازدواج امور روحانی است) با کسی که در مسيح نيستند همکار باشيد چون نميتواند يکی در نور باشد و ديگری در تاريکی چون نور هميشه بر تاريکی غالب است و تاريکی هرگز بر نور پيروز نشده. پس در مسيح هم قلب باشيد.
دوست عزيز کت گرل، من ميدانم بالای شما اين موضوع سخت تمام بشه و اما در يک خانواده شوهر نمی تواند در يک اطاق و زن در اطاق ديگری زندگی کنند و همزمان بگويند ما زن و شوهر هستيم چون کلام خدا ميفرمايد که در ازدواج زن و مرد يک ميشوند پس اگر اينطورست، هردو بايد در يک ايمان باشند تا در يک اطاق باشند.

مر دعا ميکنيم که خداوند شما را برکت بده و کلام خدا را مطالعه نماييد

حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

من اين پاسخ تان را مستقيماً از طريق ايميل به شما ميفرستم. تشکر.
حسين اندرياس

مرتضی گفته:

باعرض سلام . جناب اندریاس عزیز من فکرمیکنم چیزهایی که میگویید حضرت عیس (ع) میفرمایند چون برادری و… همه درقرآن مجید نیزذکرشده اما شما دردین مبین اسلام چه عیبی دیدید که ازآن برگشتید ؟
درضمن ازشمابه عنوان یک هم نوع خواهش میکنم همان قدر که درباره دین مسیح (ع) تحقیق کرده اید درباره اسلام هم تحقیق کنید مطمنا متوجه میشوید که اسلام هم شما را به خوبی کردن ، احترام گذاشتن به همسایگان ، احترام به والدین ، دوری ازجنگ و…دعوت کرده است .
امیدوارم خداوند همه ی ماوشما را به راه راست هدایت بفرماید.
باتشکر

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز مرتضی جان،
سلامتی خداوند بر شما باد و بسيار هم تشکر از ايميل خوب تان!
در جواب دوست عزيزم بايد بگويم که من در مورد اسلام نه تنها اطلاع زيادی دارم بلکه در حوضۀ علميه قم درس هم خوانده ام و نيز در مورد قران و اسلام تقريباً 15 سال تحقيق کرده ام.
و اما خواهشمندم تا برايم نشان دهيد که در کدام فلسفه و دينی گفته شده که:
«دشمنان خود را دوست بدارید و برای کسانیکه به شما جفا می رسانند دعا کنید.
به این وسیله شما فرزندان پدر آسمانی خود خواهید شد، چون او آفتاب خود را بر بدان و نیکان یکسان می تاباند و باران خود را بر درستکاران و بدکاران می باراند.
اگر فقط کسانی را دوست بدارید که شما را دوست دارند چه اجری دارید؟ مگر باجگیران همین کار را نمی کنند؟
اگر فقط به دوستان خود سلام کنید چه کار فوق العاده ای کرده اید ؟ مگر بی دینان همین کار را نمی کنند؟
پس شما باید کامل باشید همانطور که پدر آسمانی شما کامل است.
»
من آيت های بسيار در از کلام خدای خود ميتوانم مانند آيات بالا برايتان بنويسم و اما وقتی ميخواهيد ادعای کنيد خواهشمندم تا آياتی نيز برايم بنويسيد.

تا جای که من مطالعه دارم، برای من هيچ بخششی در اديان نيست و متأسفانه که مطابق شريعت اسلام من واجب القتل هستم و اما در مورد مسيح حتی در وقت بدار بودنش من چنين ميخوانم:
عيسي‌ گفت‌: «اي‌ پدر اينها را بيامرز، زيرا كه‌ نمي‌دانند چه‌ مي‌كنند…»
و دوست عزيز مرتضی جان، همين است قلب مسيحيان نيز مانند عيسی مسيح.

تشکر،
حسين اندرياس

arif گفته:

برادر عزیز حسین جان قند خدا‌را شکر برای وجود شما خداوند شمارا برکت دهد. برادر حسین جان دیشب برنامه تانرا نگا ه کردم وطن دارای ما تهدید کرده بود شمارا خوشحال باش که بخاطر خداوند زجر مبینیم متی باب ۵ آیه ۱۰ تا ۱۲
۱۰ خوشابحال‌ زحمت‌كشان‌ برای عدالت‌، زیرا ملكوت‌ آسمان‌ از آن‌ ایشان‌ است‌. ۱۱ خوشحال‌ باشید چون‌ شما را فحش‌ گویند و جفا رسانند، و بخاطر مـن‌ هـر سخـن‌ بـدی بر شمـا كاذبانه‌ گویند. ۱۲ خوش‌ باشید و شادی عظیم‌ نمایید، زیرا اجر شما در آسمان‌ عظیم‌ است‌ زیرا كه‌ به‌ همینطور بر انبیای قبل‌ از شمـا جفـا میرسانیدند. متی باب ۱۰ آیه ۲۹ تا ۳۱
۲۹ آیا دو گنجشک به‌ یک فَلس‌ فروخته‌ نمی‌شود؟ و حال‌ آنكه‌ یكی‌ از آنها جز به‌ حكم‌ پدر شما به‌ زمین‌ نمی‌افتد. ۳۰ لیكن‌ همه‌ مویهای‌ سر شما نیز شمرده‌ شده‌ است‌. ۳۱ پس‌ ترسان‌ مباشید زیرا شما از گنجشكان‌ بسیار افضل‌ هستید. یوحنا باب ۱۶ آیه ۳۳
۳۳ بدین‌ چیزها به‌شما تکلم‌ کردم‌ تا در من‌ سلامتی‌ داشته‌ باشید. در جهان‌ برای‌ شما زحمت‌ خواهد شد. و لکن‌ خاطر جمع‌ دارید زیرا که‌ من‌ بر جهان‌ غالب‌ شده‌ام‌ اعمال باب ۴ آیه ۲۹
۲۹ و الا´ن‌ای‌ خداوند، به‌ تهدیدات‌ ایشان‌ نظر کن‌ و غلامان‌ خود را عطا فرما تا به‌ دلیری‌ تمام‌ به‌ کلام‌ تو سخن‌ گویند، رومیان باب ۵ آیه ۳ تا ۵
۳ و نه‌ این‌ تنها بلکه‌ در مصیبتها هم‌ فخر می‌کنیم‌، چونکه‌ می‌دانیم‌ که‌ مصیبت‌ صبر را پیدا می‌کند، ۴ و صبر امتحان‌ را و امتحان‌ امید را. ۵ و امید باعث‌ شرمساری‌ نمی‌شود زیرا که‌ محبت‌ خدا در دلهای‌ ما به‌ روح‌القدس‌ که‌ به‌ ما عطا شد ریخته‌ شده‌ است‌. رومیان باب ۸ آیه ۳۶ تا ۳۹
۳۶ چنانکه‌ مکتوب‌ است‌ که‌ “بخاطر تو تمام‌ روز کشته‌ و مثل‌ گوسفندان‌ ذبحی‌ شمرده‌ می‌شویم‌.” ۳۷ بلکه‌ در همه‌ این‌ امور از حد زیاده‌ نصرت‌ یافتیم‌، بوسیله‌ او که‌ ما را محبت‌ نمود. ۳۸ زیرا یقین‌ می‌دانم‌ که‌ نه‌ موت‌ و نه‌ حیات‌ و نه‌ فرشتگان‌ و نه‌ روسا و نه‌ قدرتها و نه‌ چیزهای‌ حال‌ و نه‌چیزهای‌ آینده‌ ۳۹ و نه‌ بلندی‌ و نه‌ پستی‌ و نه‌ هیچ‌ مخلوق‌ دیگر قدرت‌ خواهد داشت‌ که‌ ما را از محبت‌ خدا که‌ در خداوند ما مسیح‌ عیسی‌ است‌ جدا سازد.
خداوند شمارا برکت دهد آمین

حسين اندرياس گفته:

برادر عزيزم عارف جان،
سلامتی خداوند بر شما برادر عزير باد و بسيار تشکر از دعا ها و تشويق تان.
خدا را شکر برای برادر همچون شما.
خواهشمندم در تماس باشی.
حسين اندرياس

مریم گفته:

سلام به برادرم حسین جان. می خواستم سوال کنم که در مسیحیت در مراسم عشای ربانی نان فطیر با شراب خوردن است و شراب هم خون مسیح هست و همچنین در جای دیگر کتاب مقدس گفته شده که مست شراب مشوید بلکه از روح پر شوید حال شاید شما پاسخ دهید که منظور زیاده روی نکردن در شراب هست چون همانطور که زیاد خوردن یک غذا بیش از حد برای بدن مظر هست و گناه دارد که به بدن خود ظرر برسانیم ولی به اندازه خوردنش نه تنها گناه ندارد بلکه برای بدن مفید هم هست چون انسان را سیر میکند ولی زیاده روی در هر چیزی حتی اگر ان چیز فایده هم داشته باشد بد و مظر و گناه است!در یهودیت هم خوردن شراب به مقداری که مست نکند گناهی ندارد و همچنین در برخی مراسمشان از ان استفاده هم می کنند!حال اگر من مسیحی شوم مجبور هستم که حجاب موی سر خود را بردارم و این برای من گناه است و همچنین باید در عشای ربانی شراب بخورم و من عقیده دارم که گناه گناه هست چه یک گناه کوچک چه بزرگ به هر حال گناه است من با اینکه در کتاب مقدس گفته شده که مست شراب مشوید بلکه از روح پر شوید چطور میتوانم شراب بخورم! و همچنین در غسل تعمید بی ابرو میشوم اگر مردی مرا تعمید دهد و دیگران به نظاره بنشینند مرا ببخشید که این سوال را میکنم ایا خانم و دختران شما چطور تعمید گرفتند و ایا شراب میخورید و گوشت خوک می خورید من میدانم که در کتاب مقدس گفته شده که انسان با خوردن چیزی نجس نمی شود بلکه این افکار پلید و گناه الود هست که از دل بد بیرون میاید و گوینده را نجس میکند! اما ایا گوشت خوک و سگ را می خورید یا نه من اگر مسیحی شوم باید همه اینها را در نظر بگیرم شما چه می کنید. با تشکر از شما برادر هموطن افغانم

مرتضي گفته:

باعرض سلام وخسته نباشيد . آقاي اندرياس عزيز شما نوشته ايد كه دركدام دين گفته شده كه « براي كسانيكه به شما جفاميرسانند دعاكنيد» اگرشما واقعا مسلمان بوده ايد حتما دركتاب ها خوانده ايد كه زمانيكه حضرت محمد(ص) به شهرطايف (اگراسمش رااشتباه نكرده باشم) رفتند كه مردم را به يگانه پرستي دعوت كنند مردم فرزندان خويش راگفتند كه برمحمد(ص)حمله كنند وبه طرف شان سنگ پرتاب كنند ، وموقعي كه حضرت ازآن شهر درحال بيرون آمدن بودند ازسروصورت مباركشان خون جاري بود ولي بجاي آنكه آن مردم را نفرين كنند دستانشان رابلند كرده وفرمودند : خدايا اين مردم نميدانند چه ميكنند خودت آنهارابه راه راست هدايت فرما.پس اين چيست؟ ودرمورد اينكه به دشمنان دعاكنيم وآنها را كه هرگز دست ازجرم وجنايت برنميدارند ببخشيم تكليف دنيا چي ميشود ؟ پس بايد تمام شيطان پرستان رابه حال خودشان بگذاريم كه هركاري دلشان ميخواهد بكنند و دزدان وقاتلان را هم به همين منوال؟

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز مرتضی جان،
سلامتی خداوند عيسی مسيح را برای شما ميطلبم!

در جواب بخشيدن که شما در بالا گفته ايد، بايد بگويم که: “و اما بعد؟
در جواب اينکه آيا درست است که ما يک زانی، و يا يک راهزن و يا يک قاتل و يا حتی شيطان پرستان را ببخشيم؟ بايد بگويم که مطابق فيض خدا بلی و اما مطابق قانون کشور بايد آنان زندانی بودنشانرا طئی کنند و اما مطابق جرم که کرده اند. و اما شيطان پرستان اگر آنها از شيطان پرستی دينی دارند و عبادتخانۀ دارند بايد برای آنان همانند ديگران کلام خدا را با محبت خدا بخش کرد زيرا کلام خدا ميفرمايد که بين شيطان پرستان و انسانان ديگر تنها يک فرق است و آن هم اينکه، “همه گناه کرده اند و از جلال خدا مهرومند.” پس درين صورت هيچ فرقی نيست که شيطان پرست باشند، قاتل باشند، زانی باشند و يا هرکی. فيض خدا از همۀ آنان و گناهانشان بزرگتر است و اگر آنها به عيسی مسيح ايمان بياورند، آنها نيز از تمامی اعمال شان توبه خواهند کرد و نجات خواهند يافت و اما باز هم ميخواهم عرض کنم که قانون يک کشور را با فيض خدا مقايسۀ نيست.

مرتضی جان، کلام مقدس خدا را خواهشمندم بخوانيد. کتاب خدا بزبان دری در آدرس: http://www.afghanbible.com است و کتابمقدس بزبان فارسی هم در http://www.farsibible.com است.

فيض خداوند با شما باد.

m گفته:

salam baradar Hosein
kheili mamnoon az javabe besyar vazeh va bana konandehtan
soali dashtam dar rabeteh ba daryafte ro’hol ghodos
1- aya baraye daryafte ro’hol ghodos bayad ta’mid gereft ya ba’d az iman beh masih dar ghalb va eghrar beh zaban ma amadegiye daryafte ro’hol ghodos ra darim
2- az koja befahmim keh ro’hol ghodos ra daryaft kardeheem ya na
mamnoon az lotfe shoma
(dar zemn e-Sword ra download kardam, kheili barnameh ye mofidi ast, baz ham mamnoon)
eradatmand
m

مریم گفته:

سلام به برادرم حسین جان. من منتظر جواب شما هستم ولی بی انصافی کردید که جواب مرا ندادید و جواب مرتضی جان که بعد از من برای شما نظر داده اند را پاسخ گفتید شما یا از دست من ناراحت شدید که من این سوالها را از شما کردم یا اینکه علاقه ی به جواب دادن من ندارید خیر باشد من از دست شما نارحت نیستم من دنیا را خیلی وقت هست شناخته ام!

حسين اندرياس گفته:

خواهر مريم،
سلامتی خداوند بر شما باد!
شما هم سوال کرده ايد و هم جوابهای تان را داده ايد. من خيلی هم فکر کردم که چی جوابی به شما بجز اينکه از شما خواهش کنم تا کتابمقدس را بخوبی بخوانيد.
سوالات شما بيشتر راجع به مسايل جسمی است تا روحانی. من و خانواده ام هرگز شراب نمی نوشيم و اما من شراب را همانطويکه خود تان گفته ايد مانند پرخوری حرام ميدانم اگر از نوشيدن شراب برايم هيچ فايده عايد نباشد. و اما اگر داکتر به من بگويد که مواد الکهولی را بصورت دوا استفاده کنم که اگر شما بدقت بعضی دواها را نگاه کنيد که الکهول داردو درين صورت من ازان فقط و فقط برای همان منظور استفاده خواهم کرد چون الکهول همانطوريکه خود تان ميدانيد نجس و يا کثيف نيست بلکه نجاست و کثافت را از بين ميبرد. مثلاً مواد زهری را نيز داکتر ها بعضی اوقات برای دوا و دارو استفاده ميکنند و ما از آن استفاده هم ميکنيم در صورت نياز و اما هيچگاه ما زهر را غرغره نمی کنيم.
و اما در مورد غسل تعميد، بهتر است شما بقلب تان بنديشيد که اگر شما فکر ميکنيد تعميد بعد از ايمان به شما بی آبروئی است، حرف قلب تان را کنيد.
من از شما اين سوال را ميکنم که آيا شما گوشت سگ و يا خوک و يا گوسفند و يا چنغاش و يا خرگوش وغيره را ميخوريد؟ آيا اينها بعد از خوردن همه به “کناراب” يعنی همان توالت نميريزد؟

کلام خدا را بخوانيد تا برکات خدا را در زندگی خود ببينيد.
حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

خواهر مريم جان،
تشکر از ايميل دومی تان و گله های تان.
و اما در قدم اول بايد بگويم که لازم نيست که به هر سوال فوراً پاسخ داده شود چون بعضی سوالات را بايد بيشتر فکر کرد چون ما انسان هستيم و نياز به تحقيق داريم و نياز به دعا داريم و نياز داريم که حتی فکر کنيم که جوابی هم بدهيم و خير وغيره.
خواهشمندم نازاض نباشيد ازينگونه مسايل در زندگی چون در زندگی مسايل بيشتری هم هست که برآن فکر کنيم و برايش غم بخوريم. فکر تان را به چيزهای کوچک مثلاً “جواب مرا نداديد” خراب نکنيد بلکه در دعا باشيد و همه چيز را در زندگی با حوصله تحمل کنيد.
من هم مانند شما انسان هستم و نمی توانم تا به هر مسئله برسم و اما تا جای که توان دارم و هر سوالی را که فکر کردم جواب بدهم همان را عمل ميکنم.

در دعا هستم که امروز تان شاد و پر از برکات خدا باشد و با لب خندان و با قبل خوش همه را ببخشيد و مرا نيز ببخشيد.

با احترام و دعا،
حسين اندرياس

مریم گفته:

سلام برادر حسین جان . واقعا مرا ببخشید که اینطور عجول و سراسیمه از مردم انتظار عکس العمل فوری را دارم . چون دوستان زیادی مرا فراموش کرده یا اینکه به جوابهایم پاسخی نداده اند دیگر اعتماد خودم را به دیگران از دست داده ام و همه را یک جور فکر میکنم چون تا حالا بری شخص من اینطور پیش امده است! دوم اینکه بی نهایت تشکر از پاسختان
شما میفامید که یک دختری که در افغانستان چادری پوش یا یک روسری در سر خود داشته باشد چطور میتواند ان را از سر خود کنار زده موی سرش برای دیگران معلوم باشد چقدر سخت هست! بخاطر همین تعمید گرفتن برایم مشکل هست بخصوص که یک مرد با من در تماس باشد و مرا در اب غسل تعمید دهد که حتی شاید مردی که در اینده قرار باشد با من ازدواج کند غیرتی شود بخاطر اینکار که من را یک مرد در اب غسل داده هست هر چند شوهرم هم مسیحی هم باشد!الان در اروپا بخاطر اینکه شراب خون مسیح هست در پشت بوطل های شراب عکس مسیح را که بر صلیب هست چسپانده اند و ان را اشکم سیر میخورند و فاید هم دارد. لیکن نخوردن شراب و اب جو در اسلام از روی بیخردی انهاست.بقیه هم که بقول شما به کناراب میرود .
در کتاب مقدس امده است که عيسي فرمود: «من و پدر يك هستيم.» (يوحنا 10 : 30) چرا نگفت من و پدر و روح القدس یک هستیم!

خداوند به شما برکت دهد.امین

حسين اندرياس گفته:

دوست عزيز m،
سلامتی خداوند بر شما باد!
قبل از جواب دادن به اين اين سوالات شما عزيز ميخواهم تا درين سطور بنيويسم که در مسيحيت مهم ترين از همه من ميخواهم که با برادران و خواهرانم مسيحی ام که با همه شان در جنت زندگی خواهم کرد (بلی همۀ آنانيکه به عيسی مسيح ايمان دارند که او يگانه خداست و بخاطر ما انسان شد، مصلوب شد، مرد، دفن شد، از مردگان برخواست، و به آسمان رفت تا مکانی برای همه ايمانداران خود بسازد و بر ميگردد تا همۀ ايماندارانش را به آنمکان ببرد که درانجا هيچ کسی تعميدی، پرسبوتيری، پنتکاستی، آشوری وغيره نيستند بلکه فرزندان ابدی خدا هستند) يگانگت روح القدس را همانطوريکه روح خدا به پولوس رسول داد و به ما رسيد اعلام کنم:
بنابراین ، من که به خاطر خداوند زندانی هستم از شما تقاضا می کنم ، زندگی شما شایستۀ مقامی باشد که به آن خوانده شده اید.
همیشه فروتن ، ملایم و بردبار باشید.و با محبت یکدیگر را تحمل کنید.
برای حفظ آن وحدتی که روح القدس بوجود می آورد و با رشته های صلح و صفا به هم پیوسته می شود نهایت کوشش خود را بکنید.
همان طور که یک بدن و یک روح القدس است ، خدا نیز در وقتی که شما را خواند یک امید به شما داده است.
و همچنین یک خداوند و یک ایمان و یک تعمید
و یک خدا وجود دارد که پدر همه و مافوق همه بوده و در همه کار می کند و در همه ساکن است.

و اما چون آزادی (نجات ما) در مسيح فقط همان ايمان آوردن به عيسی مسيح که او خداوند است و يگانه منجی ماست و بدون او ديگر هيچ راهی نجات و حيات ابدی و به آسمان رفتن نيست، مسايل اينکه تعميد گرفتن و چطور تعميد گرفتن و کئی روح القدوس را دريافت کردن و مسايل هدايا وغيره مسايلی است که در آسمان از من سوالی نخواهد شد پس ميپردازم به چيزی که من از کتابمقدس برداشت دارم و ياد گرفتم و تجربه دارم را برای تان بيان کنم.

به پاسخ سوال اول تان بايد عرض کرد که نه، برای دريافت روح القدس هرگز شما به تعميدی جز تعميد روح القدوس نياز نداريد و تعميد روح القدس از نظر بنده به همان لحظۀ که شما به عيسی مسيح ايمان مياوريد که او يگانه خداست و يگانه منجی است و او بخاطر گناهان شما بر صليب مرد، بعد دفن شد و اما در روز سوم از مردگان برخواست و در ايمان به او و به واسطۀ او (روح القدوس) ما نيز قيام داريم و پس در همان لحظۀ که شما اين را اقرار ميکنيد تعميد روح القدوس را نيز ميگيريد و روح القدوس وارد زندگی (قلب) تان ميشود و شما فرزند خداييد.
چون امکان ندارد بدون ياری روح القدوس حتی شما بتوانيد عيسی مسيح را در حقيقت بحيث خداوند تان اقرار کنيد و تولد نو يابيد چنانکه عيسی مسيح خداوند ما فرمود:
آنچه از جسم تولد بیابد جسم است و آنچه از روح متولد گردد روح است. (يوحنا فصل 3 آيت 6)
و نيز در فصل اول انجيل يوحنا آيات 12 و 13 ميخوانيم که:
اما به همۀ کسانیکه او را قبول کردند و به او ایمان آوردند این امتیاز را داد که فرزندان خدا شوند،
که نه مانند تولدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی بلکه از خدا تولد یافتند.

پس امکان ندارد که ما تولد روحانی بيابيم و روح که ما را تولد در مسيح داده را نيابيم.
پس توجه شما را به اين آيت نيز ميخواهم ببرم:
پس همۀ ما خواه یهود ، خواه یونانی ، خواه برده ، خواه آزاد بوسیله یک روح در یک بدن تعمید یافته ایم و همه از همان روح پر شده ایم تا از او بنوشیم .

من در نوشته های بالا هرچنديکه پاسخ به سوال دوم تان را نيز داده ام و اما برای اينکه بهتر درک کرد که آيا شما روح خدا را واقعاً داريد (يعنی همان نجات را بوسيلۀ عيسی مسيح و بقدرت و ياری روح او) به اين آيات توجه کنيد و زندگی تان را با آن مقايسه کنيد:
مقصود من این است : اگر تحت فرمان روح القدس بسر برید به هیچ وجه خواهش های نفس را ارضا نخواهید کرد،
17. زیرا تمایلات نفسانی بر خلاف روح القدس و آرزوهای روح القدس بر خلاف طبیعت نفسانی است و این دو مخالف یک دیگرند بطوریکه شما نمی توانید آنچه را دلتان می خواهد انجام دهید.
اما اگر روح خدا شما را هدایت کند شما در قید شریعت نیستید.
اعمال طبیعت نفسانی آشکارند: زنا ، ناپاکی ، هرزگی ،
بت پرستی ، افسونگری ، دشمنی ، ستیزه جوئی ، رشک ، خشم ، خود خواهی ، اختلافات ، دسته بندی ، حسادت ، مستی ، عیاشی و امثال اینها .
اکنون مانند گذشته به شما می گویم : ـ کسانی که این چنین اعمال را بجا آورند در پادشاهی خدا نصیبی نخواهند داشت .
اما ثمراتی که روح القدس ببار می آورد : محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ،
فروتنی و خویشتن داری است که هیچ قانونی که بر خلاف چنین کارها باشد وجود ندارد
و آنانی که متعلق به مسیح عیسی هستند ، طبیعت نفسانی را با هوس ها و امیال آن مصلوب کرده اند.
اگر روح خدا منشاء زندگی ماست ، او هم باید هادی زندگی ما باشد.
خود پسند نباشیم و یکدیگر را نرنجانیم و بریکدیگر حسادت نورزیم.

اگر در واقع و عمل شما آيات بالا را در زندگی خود داريد من فکر ميکنم که شما زندگی تان در روح القدوس است. زيرا امکان ندارد که بدون عيسی مسيح که به قدرت روح خود در قلب يک انسان باشد، انسان “محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ،
فروتنی و خویشتن داری
” را چنانکه کتابمقدس ميفرمايد داشته باشد.

فيض خداوند با شما باد.
حسين اندرياس

حسين اندرياس گفته:

خواهر عزيز مريم جان،
باز هم تشکر از پيام تان و اما بايد باز هم متذکر شد که اگر در اروپا و يا آستراليا وغيره کامپانی و يا ادارۀ عکس بنام مسيح را بر روی بوتل شراب ميزنند اين به اين معنی نيست که کتابمقدس اين را امر کرده که چنين کنيد و يا اگر کسی اهل اين کشورهای غربی اند به اين معنی نيست که آنها همه مسيحی اند و حتی اگر شما يک عمارت که بر آن صليب و يا حتی چندين صليب را نيز ببينيد به اين معنی نيست که کسانی که در داخل آن عمارت اند همه مسيحی اند و يا اگر کسی در هاليود فيلمی در مسيحيت بسازد اين هم به اين معنی نيست که آن فيلم فيلمی مسيحی است و يا اگر کسی صليب بر کردن کند نيز به اين معنی نيست که حتماً آن شخص مسيح را در قبل خود دارد و يا لازم نيست که کسی اسمش ادوارد، ماری، ستيف، اندرو، پيتر، هتلر، ويلاديمير، ستالين، جورج، گريگوری، اليزابت، ريچل، نايومی، وغيره باشد مسيحی است و يا لازم نيست که کسی که مادر و پدر و خواهر و برادرش مسيحی باشند، او خودش هم مسيحی باشد و اين هم در بارۀ مشکل تان که در اروپا بوتل های شراب عکس مسيح را دارد. و اما بنده در هيچ زمانی عکس مسيح را نديده ام، نه در کليسيا، نه در فيلمها و نه در هيچ جای ديگری. عکسهای که هم ديده ام عکسهای است که مصوران و فيلم برداران بخاطر فهماند مردم که مسيح کی بود و يا کی هست منظور دارند و نيز لازم نيست که اين مصوران و فيلم برداران و يا هرکسی ديگری واقعاً مسيحی باشند و يا تعليمی درستی از کتاب خدا بدهند.
و اما خودم به شما توصيه ميکنم که فيلمی بنام “عيسی” را که خاکه ای از زندگی عيسی مسيح است را ببينيد و اما اکتور آنرا قياس نکنيد که خود مسيح باشد.
اين درست همانطوري است که اگر کسی در مورد کسی چيز بگويد و در مورد نوشته های آن شخص هم چيزی بگويد و کسی ديگری بخواهد همان گفته ها را با کوشش انسانی خود روی پرده تلويزيون و يا سينما و يا تصوير بياورد تا مردم بهتر بفهمند و اما باز هم لازم نيست که هر چيز در مورد آن فيلمی که در بارۀ هرکسی که باشد کاملاً درست باشد.

در انجيل يوحنا فصل 14 همان عيسی مسيح نيز گفته که که من روح خود را بشما ميدهم پس نمی توان کسی بگويد که روح من خودم و خودم از روح خودم نيستم پس اگر مسيح با پدر يکی هست و روح پدر و عيسی هم يکی هست پس روح حتی بدون تذکر شامل “من و پدر يکی هستيم” ميشود، زيرا که بالاخره “خدا روح است.” يوحنا فصل 4 و آيت 24.

خواهر مريم، من در تعميديکه يک شخصيکه از روح خدا پر باشد هيچ تکليفی ندارم و خانم مرا کشيشی که خانمم را خواهر ميخواند و واقعاً مرد خداست و از روح خدا پر است تعميد داده و دخترم را مرد که قبلاً والی يکی از ولايات افغانستان بوده و مرد مسن هستند و مرد خدا هستند تعميد داده و من هيچ تکليفی ندارم در ضمن.
و همانطوريکه قبلاً عرض کردم، اگر تکليف درين مورد داريد صدای قلب تان را بشنويد. و اگر باز هم مشکل داريد، از يک خواهر خواهش کنيد که شما را در خلوتی که تنها خواهران باشند شما را تعميد دهد.
اميدوارم جواب قانع کنندۀ به خواهرم داده باشم.

خدا شما را برکت بدهد.
حسين اندرياس

مریم گفته:

درود بر برادرم حسین جان تکشر بی نهایت از توضیح خوبتان در مورد (پس اگر مسيح با پدر يکی هست و روح پدر و عيسی هم يکی هست پس روح حتی بدون تذکر شامل “من و پدر يکی هستيم” ميشود، زيرا که بالاخره “خدا روح است.” يوحنا فصل 4 و آيت 24.) واما در مورد تعمید هم حق باشماست وقتی دیگر خواهران من اینطور بدون تعصب کاری کردند پس من هم از انها بیشتر نخواهم بود هر چی خاست خدا باشد همان شود.
حتما فیلم عیسی را پیدا کرده انرا میبینم.
خداوند شما را برکت بدهد.
خواهرتان مریم

حسين اندرياس گفته:

خواهر مريم،
سلامتی خداوند بر شما باد!
اگر مايل بوديد، ميتوانيد فيلم “عيسی” را از طريق اين صفحه به زبان مورد پسند تان ببينيد:
http://www.jesusfilm.org/film-and-media/watch-the-film

خدا شما را برکت بدهد.
حسين اندرياس

مریم گفته:

سلام برادر عزیز حسین جان.تشکر از فیلم مسیح کاش میشد این فیلم را دانلود کرد ولی به هر حال اگر بتوانم نسخه سیدی ان را تهیه میکنم تا دیگر دوستان هم که پیش من میایند به انها در تلویزیون نشان بدهم خیلی خوب میشود.برادر، من برایم یک سوال پیش امده که وقتی مسیح اینقدر خدا و انسان خوبی بود و همیشه از خوبی پدر برای ما انسانها میگفت چرا در دنیا اینقدر بدبختی و بی چارگی هست برخی در افریقا از گرسنگی گل میخورند برخی در افغانستان از گرسنگی رنج میبرند برخی در ایران و در هر نقطه ی دنیا اینقدر ظلم و فساد است و خداوند برای یهود اینقدر شریعت قرار داد و اگر بگویم شریعت نیکوست که باز هم در مسیحیت برخی چیزها را مسیح مثل روز شنبه و رخستی و نجس نشدن انسان با خوردن شراب و گوشت خوک و نماز را بصورت دعا کردن و رابطه مستقیم با خدا نه سجده کردن و جمع شدن در خیابانها برای جلب توجه مردم .و خیلی چیزهای دیگر را و خدایی که اسلام را اینطور از یهود هم کمی سختر قرار داده و جهنم و دنیای سختی را قرار داده چرا خدا با خلائق خود اینطور است مرا ببخشید که این حرف را میزنم اما اگر یک انسان خدا میشد باور کنید اینقدر دنیا را در بدبختی قرار نمیداد و اینقدر سخت نمی گرفت حال اگر این خدا ادم بدی هم میبود شاید دلش به رحم میامد و اینقدر اوضاع بد نمیبود مثلا بقول یک دوست که میگفت اگر من خدا بودم به انسان نمیگفتم که بروید مسجد و کلیسا و کنیسه درست کنید مرا سجده کنید نماز بخوانید روزه بگیرید زلزله نمیبود سیل نمیبود انسان را اینطور پیر نمیساختم و برای ان مرگی قرار نمیدادم خلاصه بقول خودش چیزی کم نمی گذاشت از خدا بودن خود برای خلقش !نمی دانم چه بگویم خدا مرا ببخشد لطفا مرا راهنمای کنید خداوند به شما برکت بدهد.

حسين اندرياس گفته:

خواهر مريم،
سلامتی خداوند بر شما باد!
باز هم بسيار تشکر که به من نوشتيد و از محبت تان هم بسيار تشکر.
خوشحالم که شما در جست و جو هستيد و ميخواهيد در مورد مسايل زندگی بدانيد و من نيز از شما خواهش ميکنم که کلام خدا را هميشه بخوانيد و در دعا باشيد که خداوند سوالهای شما را پاسخ بدهد.
من خيلی هم خوشحالم که تا جای که من ميتوانم هم به شما پاسخی بدهم و اما چون همين سوالات را خودم نيز از خدا دارم، ضعف من را که مانند شما انسان هستم نشان ميدهد و اما خدا کسی است که ضعف تمامی ما آگاهی دارد و او ميداند که برای ما چی خوب است و چی هم بد.
اگر شما فصل 8 روميان را بخوانيد، کلام خدا ميفرمايد که نه تنها ما انسانها بلکه تمامی دنيای ما در جنجال مشکلات فراوانی قرار دارد و بايد بگويم همه اين مشکلات به خاطر گناه انسان است نه بخاطر خدا.
خدا ميتوانست ما انسانها را مانند روبات بسازد و هرچه دل او ميخواست ما را بهمان سو ميبرد و خدا مانند کودکی که از بازيچه های بيجانش لطف ميبرد کمی هم شايد لطف ميبرد و اما خدا انسان را با اختيار ساخت تا انسان بتواند از اختيار خود خدا را انتخاب و و خوشنود سازد و اما انسان همان اختيار را ازش استفادۀ نا درست کرد و نافرمانی خدا را کرد که بنسبت آن کلام خدا ميفرمايد: “همه گناه کرده اند و از جلال خدا بزير افتاده اند” (روميان فصل 3 آيت 23) و اما خدا را شکر که او راه نجات ازين گناه را نيز برای ما آماده کرده که در آيت 24 همان فصل از فيض او ما ميخوانيم.
خواهرم مريم جان،
ميخواهم از شما خواهش کنم که زندگی يک خواهر مسيح که معيوب است را مطالعه کنيد. وقتی من مسيحی نوزاد بودم در مورد اين خانم مطالعه کردم و خدا به من آنقدر برکت بخشيد که من تا امروز خدا را با اشتياق زياد خدمت ميکنم. همانطوريکه قبلاً عرض کردم، من جواب هر سوال را واقعاً ندارم و اگر ميداشتم که خدا ميشدم و کرسی خدا بود هرگز خالی نخواهد بود بس من خود را تسليم خدا ميکنم تا بتوانم بر مشکلاتم غلبه حاصل کنم.
باور کنيد در هفته حتماً يک يا دو بار من گريه ميکنم و از خدا ميخواهم که مرا کمک کند و برايم قلعۀ دفاع باشد در مقابل گناهانی مانند شک، بدبينی، انتقام جويی، نفرتها، کينه، وغيره که از شيطان است. و خدا را شکر که او در 20 سال گذشتۀ زندگی مسيحی ام مرا صلح و سلامتی را درين داده چون من در جای که مشکل دارم به او پناه ميبرم.

اين است وبسايتی که داستان جانی ارکسن تادا را درآن ميتوانيد بخوانيد.
http://www.joniearecksontadastory.com

فيض خداوند بر شما خواهر باشد. آمين.
حسين اندرياس

Ahmad گفته:

لعنت خداوند بر آنانیکه دین باطل مسیحیت را تبلیغ میکنند و لعنت خداوند بر آنانیکه از دین باطل مسیحیت پیروی میکنند.

حسين اندرياس گفته:

احمد جان،
چرا، چی شده؟ خيلی هم قهر هستی؟ برايت دعا ميکنم که خدا شما را از برکات آرامش عيسی مسيح پر کند و روح لعنت را از شما دور کند. خداوند روح صلح و روح سلامتی که روح مقدس خداست را به شما بدهد تا شما بتوانيد بزبان خوب و محبت و فيض و برکت صحبت کنيد.
ميدانم احمد جان، حال شما را خوب درک ميکنم. چون من هم مانند شما زبانم را برای لعنت گفتن ديگران استفاده ميکردم و اما خدا مرا در خداوندم عيسی مسيح شفا داد و من بجای لعنت حالا برای حتی دشمنانم برکت ميفرستم و دعای خير ميکنم چون خدا مرا روح محبت ، خوشی آرامش ، بردباری ، مهربانی ، خیرخواهی ، وفاداری ، فروتنی و خویشتن داری را داده و من دعا مکنم که خدا شما را نيز روح مقدسش را بدهد تا زبان تان را بخوبيت اسفتاده کنيد نه به بدييت.

در دعا هستم برای شما عزيز. خدا شما را دوست دارد و پريشان نباشيد چون خدا ميتواند ازين مرض شما را آزاد کند.
حسين اندرياس

mahbob گفته:

سلام دوست عزيز من فكر ميكردم كه شما مسيحي زاده هستيد ولي فكر نمي كردم كه شما قبلا مسلمان بوده باشيد ايا در افغانستان كسي مسيحي زاده ميباشد مثل يهوديان افغانستان كه يهودي زاده هستند بامان خدا


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image